سلام دوس جونيا...

خدا اين انا رو خفه كنه يا نكنه؟؟!!! اين تيراميسو رو انداخت توو دهنم حالا من همه چي ميخورم بلكه جاي

خالي تيراميسو پر شه كه نميشه!!!!! لامصب تا حالا تستشم نكردم اصلا نميدونم چي هست فقط بدجووور

ميخوامش!!!!!

ديشب رفتم سوپر ماركت همه ي مواد لازمش رو چك كردم ولي نخريدم بلكه هوسش از سرم بره كه انا خانوم

امروز اسم حلوا رو هم اورد وسط!!!! اونم نسكافه ايي!!!! خب من ميخواااام...

ديروز تولد پسربزرگه بود.16 سالش تموم شد و رفت توو 17 سال. چقدر زووود گذشت... دقيقا هم سن پسرم

بودم كه نامزد شدم. اگه دختر بود شايد منم شوهرش ميدادم و الان مادر زن بودم!!!! اووووف.. دلم غنج رفت!!!

كسي رو دعوت نكرديم. گذاشتيم برا شب يلدا كه با پسر كوچيكه يه جا بگيريم. ولي

خودمون رفتيم رستوران و به جاي كيك هم شيريني نارنجكي خريديم. اگه گفتي چند تا خوردم؟؟ يك؟؟ دو تا؟

؟ سه تا؟؟ نه جووونمممم ... دو برابرش كن!!!!! خاك وچوووك!!!

ترتيب شيريني هار و توو ماشين داديم. رستوران شلوغ هميشگيمون پرنده پر نميزد!!!!! دو، سه تا خونواده بودن

كه توي فضاي به اون بزرگي به چشم نيمومد اصلا!!!! گارسون بهمون با خنده گفت : شما مسجد پيدا نكردين

اومدين اينجا؟؟ منظورش اين بود الان همه دارن توو مساجد غذاي مفت ميخورن و شما اومدين رستوران؟؟!!!

البته اينم بگم كه من فقط روزي يه وعده غذا ميخورم. كل روز دو تا ليوان شير با 4 تا خرما ميخورم بعدش فقط يه

وعده غذا، يا ناهار يا شام. كه بيشتر ترجيح ميدم ناهار بخورم تا شام. امروزم يه ساعت بدمينتون بازي كردم...


درخت دافعه دارد که سیب می افتد
وگرنه هیچ سقوطی نشان جاذبه نیست

======================

سلام به روی ماهه تک تک دوستای مهربونم...

بابام خونشون رو فروخته...بدون اینکه حتی پرس و جویی بکنه راجع به قیمت خونه ها و یا حتی دو تا خونه

ببینه، حرف فروختن خونه بود ولی نه به این سرعت!!!

خونه بزرگ بود و جمع و جور کردن یه کم سخت. قرار شد دو واحد اپارتمان بخرن یکی برا خودشون و یکی هم

برا داداشم. حالا میرن خونه میبینن و اه از نهادشون درمیاد که چرا فروختن...

اینا رو گفتم که بگم دیروز عموم رو دیدم. عموی بزرگم که نزدیک 70 سالشه و هنوووووز بعد از بازنشستگی توو

اژانس کار میکنه و خرج کلی آدم رو میده!! بعله!! کلی آدم!!! دختر و پسر و نوه و عروس و دومادو....

و من این عموم رو خیلییی دوس دارم...دیروز سر صبح که میرفتم ازمایشگاه دیدمش.. مث همیشه دست دادمو

بوسیدمشو کلی قربون صدقه اش رفتم.. گفت عمو، بابا خونشو فروخت؟ گفتم اره. گردنش کج شد و چشاش

پره اشکو گفت مث من بدبخت نشه....گفت و رفت که اشکاش رو نبینم...

دلم ریش شد...دیگه بگیرین عمق حس و حالمو... درد از این کلمه اش میبارید....(چند ساله قبل خونش رو برا

پسرش فروخت و دیگه مستاجر موند...)

صبحم اونجوری شروع شد.....

امروز صبح که باز داشتم میرفتم ازمایشگاه یه پیرمردی رو دیدم با لباسی که چه عرض کنم!!!!چی بگم اخه که

بشه توصیف کرد! اونم توو اون هوای سرد....با یه دوچرخه زوار دررفته توو زباله ها میگشت.... چشمام اشکی

شد.. کلی به مملکت. و د. و ل. ت و همه فحش دادم.... چیکار میتونستم بکنم براش... توو دلم گفتم شما

بزرگترا برکت زندگیمون هستین.. اخه اینجوری جرا؟؟؟

خدایا ...قربونت برم... من خیلی آدمم این چیزا رو هم سر صبحی میزاری توو کاسه ام؟؟

چند روز قبلم یه ادامس از توو دهنم فوووت کردم!!! دوستم خفتمو گرفت که گنجیشکها فک میکنن این ادامسها

خمیر نونه. با نوک میزنن بهش میچسبه به نوکشون بعد دیگه نمیتونن غذا بخورن، میمیرن!!!! این چند روز همش

دارم فکر میکنم یعنی من تا حالا چند تا گنجشک رو کشتم؟؟؟!!! 

--

به قول مامان: خدایا تو به ما بده که ما هم به دیگران بدیم...


پ.ن.) رژیم شیر و خرما برقراه. فقط برای سبک کردن معده...

شنبه جون و اول هفته و یه عالمه قول و قرار!!!

سلام دوست جونیام.. روز خوبی داشته باشین .

صبح بچه ها رو راهی کردمو خودمم رفتم آزمایشگاه. خون گرفتن ازم و بدو رفتم سونو. یه جا که برای دی ماه وقت میداد!!! یه جای دیگه هم برای یه سونوم غروب وقت داد، برا یکی دیگه 20 اذر!!!!

 با سرگیجه و سردرد داشتم میومدم خونه که از مدرسه پسر کوچیکه زنگ زدن که بچه گردنش رو گرفته و فقط گریه میکنه!!! بدو رفتم مدرسه . ظاهرا داشته سرفه میکرده گردنش رگ به رگ شده!

اوردمش خونه و یه سره مشغول ناز کشیدنم!!!! جنس مذکر همینه دیگه. ناز نازو و لووووووس!!!! (آره، منظورم به توام هست.!!!!!)

یه تصمیمات مهمی هم درمورد کاهش وزن گرفتم!!! که عرض میکنم خدمتتون.

در راستای اینکه امروز هم یه دوست رو در خیابان دیدم!! کلا هر ماه میبینیمش. ولی امروز من خیلی عوض شده بود به نظرش!!!! و اینکه کلا خوبیه منو میخواد!!! من برا کی دارم لاغر میکنم؟!! شوهر که دارم. زشت میشم و شوهرم میره زن میبره!!! به همین راحتی!!!! (وووووی دارم می میمیرم از خنده!!)

اقا تصمیم گرفتم اگه شد مث بچه ی ادم، سالم غذا بخورم، کمتر بخورم، به کالری هم فکر نکنم!!! خوبه؟؟؟؟


سلام  دوستای گلم.. روز تعطیلتون به خیر...

چند روز بود تصمیم داشتم جمعه دیرتر از خواب بیدار شم!!! نشد که!!! 7 صبح بیدار بودم. صبحونه رو اماده کردم و اهالی منزل هم که خودشون خروس!!!!

تصمیم داشتم از امروز شیر خرما بخورم. چون حس سنگینی داشتم برای خوردنهای اخر هفته خونه مادر خانومی!!!

ولی خرما نداشتیم. ایشالله از فردا. نمیدونم این چه مرضیه که افتاده به جونمو اینقدرررر منو درگیر عدد ترازو کرده!!!

میدونید که هارد لپتابم سوخت و کل عکسهای سه ساله اخیرم به باد رفت!!! یه دونه عکس از توو گوشیم پیدا کردم که دقیقا برای یک هفته قبل از شروع رژیمم بود. یعنی دقیقا 90 کیلو . یه عکسم چند هفته پیش گرفتم با وزن 66 کیلو . این عکس رو بدو اومدم براتون بزارم که پام گرفت به سیم لبتاب و باقی قضایا!!!

یه نظری بدین ببینم چه کاره ام!!!!! خودم که خیلی سر در گم و کلافه هستم!!!!

----------

ظاهرا عكس دوميه مشكل پيدا كرده. الان دوباره اپلودش ميكنم.

سلام عزيزاي من..

ببخشيد كه نبودم و نگرانتون كردم....خوبم.

شنبه صبح ميام پيشتون...

** ديبچه ي عشق و عاشقي ساز شود

دلها همه اماده ي پرواز شود

با بوي محرم الحرام تو حسين

ايام عزا و غصه اغاز شود...

--------

محرم رو دوس دارم.....

سلام دوس جونيام..

سر صبحي ترازو حالمو گرفت اساسي!!! يكي دو هفته ناز و نوازشش نكردم، لوووس شده!!! ترازوي بي ادب باتري ضعيف!!! اينقد بايد فشار بدي جا باتريشو تا صفرش بياد!!!

منه بيچاره با اين خورد و خوراك محقرم، وزنمم ميره بالا !!! خب بره، به دركككك!!!! همه ي عمرم از رياضي بدم ميومد حالا هي بايد با اين عددها ور برم!!!

بچه ها ميدونين چي خيلييي حال ميده؟؟ اينكه رو بورد بزنن كلاسهاي استاد فلاني اين هفته تشكيل نميشه!!!! نتيجه اش اينكه من تا ظهر خونه ام!!!!

صبحانه30 گرم بربري+3 گرم كره+8 گرم لبنه
يه قلوپ چاي شيرين(140)
م. وعدهچاي+ كلوچه درنا(ديشب تا صبح داشتم خوابش رو ميديدم!!)(400)
ناهار
عصرونه
شام
مكمللووتيروكسين+كلسيم منيزيم زينك
نوشيدني
كالري دريافتي

از كلاس ميرم خونه مامان، تا بعد از شام كه بيام خونه. اون لا به لا وقت دكتر هم دارم..

ناهار به صرف كدو پلو( جووونمممممم)

اوووووفففف!! دلم ميخواد هيچ كااااري نباشه!! فقط من باشمو يه لپتاب و يه وايرلس و سايتهاي آشپزي!!! صبح تا حالا دارم ول ميچرخم هي غذاها رو نيگاه ميكنم، كيكها رو.... دلم تنگ شده برا يه آشپزي با حوصله و پركار!!!!

هميشه يه كاري كه ميخوام انجام بدم، دائم بهش فكر ميكنم، درگيري ذهني دارم، غصه اش رو ميخورم ولي دقيقه ۹۰ انجام ميدم!!!! مث همين درس كوفتي!! كي ميشه تموم شه و من يه دل سيرررررررر به زندگيم برسم!!!!

صبحانه ۲۰۰ گرم شير قهوه بي شكر+۳۰ گرم نون بربري(تيليت كردم توش!)(۱۶۰)
م . و يه ق مايه ماكاروني+۳۰ گرم بربري(۱۸۰)
ناهار يه ليوان ماكاروني(با مواد خيلييي كم) (200)
عصرونه 30 گرم نارنگي(20)
شام 3 تا ق ماكاروني+يه سيب (200)
مكمل لووتيروكسين+فروس سولفات
نوشيدني دمنوش لاغري+ دو تا ليوان چاي سبز+يه ليوان جوشونده ي گل گاوزبان
كالري دريافتي 760

 ورزش رو ديگه توو جدول بالا مينويسم.

================

دلم ميخواد بشينم زار زار به حال خودم گريه كنم.. تا كي بايد اينجوري غذا بخورم؟؟ چقد دلم ميخواست ماكارونيم موادش بيشتر باشه، روش روغن زيتون بدم و با سس تند بخورمش...

چند روزه دلم خامه و مربا ميخواد... يه نون و پنير و گردو... نه با 30 گرم نون!!!!  دلم عطر و بوي كيك ميخواد بپيچه توو خونه با يه نسكافه ي داغ...

دلم پلو ميخواد با كره و كباب كوبيده و ريحون تازه.... همش بايد مث جيره بندي شده ها غذا بخورم.. چقد اون سه هفته ايي كه ازاد بودم بهم چسبيد....

همش غذا خوردنم شده با عذاب وجدان... همش شده استرس بالا نزدن كالريها... انگار مهمترين دغدغه ي من شده اين كالري بازي!!! 

كالريم پايينه، ورزش ميكنم بعد كم نميشم هيچ اضافه هم ميكنم!!!! 5 ماهه  از 69 به 66 در نوسانم... پس كي 65 رو ميبينم؟؟

از خودم راضيم.. هموني هستم كه اينهمه سال ميخواستم.. سايز 38 براي من ايده ال ترين سايزه... ميترسم از دستش بدم...


سلام دوست جونيا.. صبحتون به خير..

به شدت حس سبزي خريدن دارم!!! نه يه كم، زيااااد... به جاي كلاس تربيت بدني هوس كردم برم بيرون چرخي بزنم و يه عااالمه سبزي بخرمو بيام... البته اگر به خاطر بارون، سبزي ها گل نداشته باشه!!!

يه پياده روي هم ميشه...مدرسه ي پسر كوچيكه هم يه سري بزنم و برگردم...

---------------------------

برگشتم با يه كوووه سبزي قورمه سبزي!!! عاااشق اين عطر و بويي هستم كه توو اين هواي سرد ميپيچه توو خونه.. ناهار رو هم گذاشتم و ميشينم به سبزي پاك كردن. گام شمارمم روشن بود. يه ساعت پياده روي حدود 135 كالري سوخت. تردميل چقد خوبه هااا. اگه نيم ساعت ميرفتم دوبرابر كالري ميسوزونه.

-------------------------

براي ناهارم عدس و گندم رو گذاشتم پخت. فلفل دلمه و هويج و پياز رو هم كه كنار مرغ گذاشته بودم بپزه، برداشتم با اين عدس و جو قاطيش كردم و يه كم با گوشكوب كوبيدم. با فلفل قرمز فراووون. اووووف خيلي خوشمزه شد. رويهم شد 257 كالري. يه كمش رو ناهار ميخورم بقيه اشم شام.

-----------------------

ساعت 1:45 == دارم ميتركمممممم....مشغول حرف زدن با تل بودم و اعصاب خوردي و حرص خوردن!! كل محموله ي ناهارم رو با چنگال ، با عصبانيت فرو كردم توو حلقم!!! بعد كه طرف دهنش رو بست و تل قطع شد، حس گرسنگي من بيدار شد!!! هر چي ميخوام به خودم بفهمونم كه 250 كالري خوردم ولي حاليم نميشد!! با تعجب ديدم خاله پري هم اومده!! چقدر زود!! كلا فكر كنم يه مشكلي پيدا كردم!!!دقيقا 21 روزه شد اين دوره ام!!!!!

پسر كويچكه هم غر غر كه من غذاي سبزي دار نميخورم (مرغ شكم پر) برنجش رو خودم خوردم و براش دوباره غذا كشيدم ايندفعه بي سبزي!!!

الانم كه حالم جا اومد معده ام داره ميتركه!!! به شدت درد گرفته...چقدر بده توو حالتهاي عصبي غذا خوردن....


صبحانه55 گرم بربري+10 گرم پنير+نصف گردو(180)
م. ويه ق پلو +يه ق سبزي شكم پري(100)
ناهار500 تا!!!!
عصرونه2تا چاي سبز
شامي ق پلو +يه ق خورشت(100)
نوشيدنييه استكان چاي سياه+ يه ليوان دمنوش لاغري+دو تا ليوان چاي سبز
مكمللووتيروكسين+فروس سولفات
ورزش80 تا دراز نشست+
يه ساعت پياده روي(135 كالري فووت!!)
كالري دريافتي880

سلام...ظهرتون به خير

هر چي برنامه ريزي ميكنم بدرسم، نميشه!!!! ديروز مثلا شنبه بود و روز شروع همه ي كارهاي من!! كه خواهرم

اومد و درس رفت واسه خودش!! امروز صبح هم دو تا از دوستام اومدن و باز درس ماليد!!!!

استرس هم دارم نميشه بي خيال شم!! بعد از ظهرها هم كه نميشه از خواب بگذرم!! اووووف پس چه كنم من بيچاره؟؟!!!

(اين يه تيكه رو گفتم ياد يه ترانه از محسن يگانه افتادم!!! كيش بودم كنسرتش رو رفتم. دوسش دارم..)

*** كوفته:20 گرم برنج خام+30 گرم لپه+180 گرم گوشت= 540 كالري

6 تا كوفته داد كه ميشه دونه ايي 90 كالري

صبحانه23 گرم بربري+10 گرم لبنه+21 گرم گوجه(90)
م. و100 گرم نارنگي(45)
ناهار100 گرم پلو+100 گرم بادمجون كبابي+100 گرم گوجه كبابي(190)
عصرونه200 گرم گريپ فروت(60)
شام35 گرم بربري+يه كوفته(كالريش حساب شده)+يه سيب زميني كوچيك(300)
نوشيدنييه ليوان دمنوش لاغري+دو ليوان چاي سبز+6 ليوان آب
مكمللووتيروكسين+فروس سولفات+امگا3
ورزش35 دقيقه تردميل، 250 كالري فوووت!!
دو ست 15 تايي براي هر پهلو
كالري دريافتي685

كالري مجاز هفتگي: 5000


شنبه1شنبه2شنبه3شنبه4شنبه5شنبهجمعه
وزن70.90069.80069.60069.70069.900

ورزشنيم ساعت تردميل(220)+
يه ساعت شنا
35 دقيقه تردميل(250)+
دو ست 15 تايي براي هر پهلو
80 تا دراز نشست+يه ساعت پياده روي(135)35 دقيقه تردميل(270 كالري )


كالري520685880760


من آمده ام واي واي!!!

سلام!! من امده با رويي سياه و شطرنجي!! يعني هر چي از كلمه ي " تركوندم" استفاده كنم، نتونستم عمق

گند زدنم رو برسونم!!!!

از خوردني هاي بگم؟؟ جوجه كباب فت و فرااااووون، پفك و چيپس و ماست موسير، انواع تخمه هاااا!!!منم كه

شيريني دانماركي برده بودم، ديشبم خونه مامانش شوشو ، مراسم سالگرد ازدواجمون برگزار شد و شوشو

رفت كباب كوبيده و جوجه كباب خريد براي شام و كيك هم خريديم و حساااابي اونجام ريختم توو خندق بلا!!

سيرموني نداشتم ديروز!!! تولد شوهر خواهر شوهري هم بود، اونام بدون اينكه از برنامه ي ما خبر داشته باشن

رولت خريده بودن. مراسم ما قبل از شام و براي اونا بعد از شام برگزار شد!!!!

صبح خودم رو وزنيدم. گفتم كه بايد دهه عوض كنم!!! تازشم پرخوري معمولا روز دوم خودش رو نشون ميده. به

هرحال امروز باز شنبه هست و باز يا علي و باز رژيم دوباره!!!!

ديروز كلي هم بازي كرديم. هم وسطي هم هفت سنگ. خيلي خوش گذشت. خيلييييي.


صبحانه126 گرم سيب(60)
م.و160 گرم گريپ فروت(60)
ناهار50 گرم سبزي پلو +70 گرم بادمجون كبابي+3 حبه سير+2 گرم روغن زيتون
سبزي خوردن(180)
عصرونهيه نارنگي كوچيك+120 گرم گريپ فروت(90)
شاميه ق م گوشت چرخي+7 تا خلال سيب زميني سرخيده(130)
نوشيدني6 ل اب+ دو ل چاي سبز+يك ليوان دمنوش لاغري
مكمللووتيروكسين+ففول+كلسيم منيزيوم+فروس سولفات
ورزشنيم ساعت تردميل(3 كيلومتر) 220 كالري فوووت
يه ساعت شنا
كالري دريافتي520

بعد از ظهر ميرم استخر..

-------------------------------

از وب آسمان(آزاده جون) ميام. مطلبش منو ياد چيزي انداخت!! گفتم به شما هم بگم با هم بخنديم!!!! اين

پسر كوچيكه ي من (كلاس اوليه)تا پارسال ميخواست با من ازدواج كنه!! هر چي هم براش توضيح ميداديم، توجيه نميشد!!!!

خواهرم كه موهاشو دكلره كرد اين بچه اونو انتخاب كرد و دست از سر من ورداشت!!! همش ميگفت ميخوام با

خاله عروسي كنم!!!

دو هفته پيش پسر بزرگه ميبرتش استخر. وقتي اومد خونه ميگفت: مادر، دوست دادا اينقدر خوشگل و خوش

تيپ بود كه دلم ميخواد باهاش ازدواج كنم!!!!!!!!!!!!


سلام بر عزيزان دل

يك عدد ميتراي خسته و كوفته و درب و داغون نشسته پشت كامي و ميتايپه براي عزيزاش.

صبح داشتم ميرفتم دانشگاه يه صبحونه كامل از نوع خامه، مربا و گردو زدم به بدن!! بعد توي سلف دوستم داشت

از گشنگي ميمرد!!! چاي گرفت و پيراشكي و بيسكويت شكلاتي!! هر چي با اين پيراشكي حرف زدم گفتم از

جلو چشام برو كنار!! هر چي به خودم گفتم ميترايي اين پيراشكي هيچ مزه ي جديدي نداره هااا!!! روغني هم

هست !! اه اه!! بخوري باز بايد بدويي رو تردميل. درس داري ، وقت نداري!!! ولي بالاخره يه تيكه ازش كندمو

خوردم!!  ظهر باز گشنش بود. رفتيم كباب

خورديم!!!دل و جگر بود كه كالريش خيلي نيس.

فكر كنم دوباره بايد دهه عوض كنم با اين بخور بخور!!!

فردام كه دانشگاه و پس فردا هم قرار گذاشتيم با كل بچه هاي كلاس از صبح بزنيم به كوه و جنگل!! خانوما بساط صبحونه بچينن و اقايون جوجه كباب بپزونن..البته اگه بارون نگيره!!!..

دوستتون دارم زياد تا....

سلام دوست جووونياي خودممممم... دلم براتون يه ذره شده بود...

با گوشيم ميخوندمتون ولي نميتونستم پست بزارم. كيبورد بالا نميومد..

الانم يه دور تند وب خوني كردم تا رسيدم به وبلاگ عسل نصيري..وااااي خدا ميدونه كه چقدر خوشحال شدم

وقتي خوندم كه پسرش رو اورده پيش خودش.. كلي اشكولانه شدم!!! اي جووونم خدااا...

الهي كه هيچ بچه ايي تنها نمونه و سايه ي بابا مامانا بالاي سر بچه هاشون باشه... لااقل تا وقتي كه از اب و

گل در بيان...

سفرمونم خوب بود..جاي همه ي دوستان خالي.. من هميشه كيش رو دوس دارم.. عاااشق ارامشش هستم.. البته ايندفعه كه شلوغ بود!!!

پروازمون زاگرس بود. يعني مزخرف ترين پرواز!! با اينكه بليط هامون رو خدا تومن خريده بوديم. (نفري 370 فقط

بليط!!) ولي پدرمون در اومد.

رفتمون با يه ساعت تاخير بود ولي برگشتمون!! ديروز ساعت 2.15 پرواز داشتيم. (توو پست قبل گفته بودم 4، چون بليط ها رو نديده بودم.) ساعت يك رفتيم فرودگاه.

ساعت 4 سوار هواپيما شديم و ساعت 5.45 ديقه پريد!!!!! فكر كن!!!! فقط يه ساعت و 45 ديقه توو هواپيما

نشسته بوديم!!! ميگفتن به جاي 160 تا، 162 تا بليط فروختن!!!!

حالام كه رسيديم مهراباد، 25 ديقه طول كشيد تا در هواپيما باز شه!!!!ميگفتن داره برق زميني ميگيره!!!

اووووف!! نيم ساعت ديگم طول كشيد تا چمدونامون برسه!!! هلاااك شده بوديم. هر چي خوش گذرونديم، از

دماغمون دراومد!!!!

شبم رفتيم خونه ي ليلي جونم . الهي قربونش بشم من.. با اينكه سر كار بود و خسته، ولي كلي خجالتمون

داد. صبح ساعت نزديك 7 راه افتاديم به سمت ولايت  و با يه صبحونه توو راهي كه خورديم، حدود 11 خونه

بوديم. پسرا رفتن مدرسه. چون تا 2 كلاس داشتن. منم موندم خونه و سه دور لباسشويي روشن كردم.

چمدونا رو جا به جا كردم . ساعت 3.30 كارم تموم شد و رفتم لالا.  هنووووز خستگي از تنم نرفته.

هواي كيش عااالي بود...همه چي خوب بود. جاي همتون خالي.

وزنمم خبر ندارم!!! ر‍ژيمي نبودم اصلا. نميشد كه باشم. فقط سعي ميكردم برنج نخورم. ولي اينقده اونجا راه

رفتم كه فكر كنم وزن هم كم كردم!!! حالا تا شنبه كه وزن كنم خودمو. چون الان هنوز سر دلم سنگينه .

راستي!!!!

تو اسمون كه بودم، شب بود.. گفتم خدا جونم ميدونم همه جا هستي.. ولي من اينجا، اين بالا بيشتر بهت

احساس نزديكي ميكنم.. ميخوام براي دوستام دعا كنم...

و عجيب اينكه فاطيما جون، فاطمه جون، داداش فرحي، و مامان يكي كه خيلي برام عزيزه، به شدت پر رنگ

بودن توي دعاهام..البته همه رو دعا كردم.. ولي اين چند نفر خود به خود، پررنگ ميومدن توو ذهنم....

همه تون رو دوس دارم...


8

سلام  جيگراي دست و رو شسته و صبحونه خورده ..ميبينم كه بچه دارا، بچه ها رو راهي كردن، شوشوها رو

هم فرستادن دنبال پوووول، حالام مشغول خونه تميز كردن و ناهار اماده كردن!!

ماماي خانومم زنگيده كه ناهار درست نكن من قرمه سبزي گذاشتم!! ناهار تلپ ميشيم خونه مامان.

بعدشم اينقده اين فرحي و اراميسي گفتن ما صبحونه شاهانه خورديم، منم براي اينكه عقب نمونم ازشون امروز

صبحونه خوردم تووووووپ!!!(به جدول پايين مراجعه نماييد!!)

ما فردا ظهر عازميم. ميريم تهران، ماشينو ميزاريم فرودگاه، غروب پرواز داريم براي كيش. برگشتمونم اگه خدا

بخواد يك شنبه  4عصر از كيشه. اين قسمت ماجرا دلشوره داده بهم. تا برسيم فرودگاه تهران بند و بساطمو

ن رو تحويل بگيريم احتمالا از 6 غروب هم ميگذره. بعد شوشو بايد توو شب رانندگي كنه.اينجاشو نه خودش

دوس داره نه من. اگه بخوايم تهران بمونيم فردا صبحش راه بيفتيم يعني بچه ها دو شنبه هم نبايد برن

مدرسه!!!

خودمم كه فردا و پس فردا نميرم دانشگاه. درسهاي اون هفته رو هم كه تلمبار كردم، اين هفته هم مياد روش!!

يه عااالمه ميشه!!!

-----------------

ديروز يكي از دوستان قدييييييم رو ديدم. با ترديد نگام ميكرد و من كه سلام دادم بهش دو زاريش افتاد كه

خودمم!! سري به تاسف تكون داد و گفت شنيده بودم خيلي لاغر شدي. اين چه وضعيه؟؟ چرا اينجوري كردي

خودت رو؟؟ حيف اون صورت تپلت نبود؟!!! خيلي صورتت" زشت" شد!!!!!

دقيقا از واژه ي زشت استفاده كرد!!! منم فقط لبخند زدمو فقط گفتم حق با توئه!!! برخلاف هميشه كه كلي به

عكس العمل ديگران فكر ميكردم ايندفعه اصلاااااا!!!!!

-------------------

اينم ادرس كيك كدو حلوايي. معركست... عاااالي. هم بافت نرم و هم خيلييي خوشمزه. اگه به كسي نگين

توش چيه امكاااان نداره بغهمن. حتي كساييي كه كدو حلوايي دوس ندارن.

http://ashpazi.blogfa.com/post-249.aspx

-------------------------------

صبحانه40 گرم بربري+14 گرم خامه+10 گرم مرباي هويج+يه نخود پنير+يه گردو+5 تا دونه سيب رميني سرخيده
ميان وعدهيه لقمه لواش+يه بيسكوئيت سلامت














تشكرانه: مرسي ااقاي برادر! ببينم دلم مياد يا نه!!!!

7

سلام عزيزان دل...روزتون به خير... يه روز خوب و پر بركت رو براتون آرزو ميكنم دوست جونيام.

امروز براي من روز هفتم هستش. توو اين يه هفته حدود سه كيلو از اضافات ده روز آزادي و بي رژيمي رو ريختم

دور. ولي يه كم مونده تا برسم به 66 خوشگلم.

چهارشنبه هم ميريم مسافرت تا يك شنبه. از الان دلشوره گرفتم كه نكنه باز با 3 كيلو اضافه وزن برگردم؟؟ (اون

ميترائه ميگه خب برگرد!! باز يه هفته تلاش ميكني سه كيلو ميره پي كارش!! عوضش لذت ميبري !!)

عجب بي شرفيه اين دوميه هاااااا...داره منو اغفال ميكنه!!! امروز تربيت بدني دارم، ميرم بدو بدو! با چند تا از

همكلاسيهاي خواهر كوچيكه هم اين واحد رو دارن. منو نميشناختن. به خواهرم گفتن يه خانومي با ماست كه

خيلي شبيه توئه و فاميليتونم يكيه!! فقط اون خيلي ورجه وورجه داره و تو خيلي ارووومي!!!! اجي كوچيكه هم

گفت خواهر منه !! اصلا نشستن بلد نيس همش در حال راه رفتنه!!!

امروز به شدت هوس كيك كدو حلوايي دارم..همه ي مواد رو وزن كردم و اماده گذاشتم كه اومدم خونه درست كنم.

صبحانه150 گرم شير قهوه بدون شكر+دو تا بيسكوئيت سلامت(150)
ميان وعدهسه تا نارنگي كوچولو(100)
ناهاريه كفگير برنج+يه تكه ته ديگ+
نصف بالاي رون مرغ +3 تا الو+يه كاسه ماست و خيار(400)
عصرونه3 برش كيك ميترا پز+ يه سيب(350)
شاميه ملاقه اش ترش+يه ق شكر+يه كف لواش(300)
مكمللووتيروكسين+فروس سولفات
ورزشيه ساعت نرمش و بدمينتون
ماسك بازيآب ليمو ترش تازه
كالري دريافتي1300!! دمت گرم خاااانوم!!!!


6

سلام دوس جونيااا... روزتون قشنگ.. دلاتون لبريز از شادي.. غم و غصه رو فووووت ميكنيم دو تا فحشم پشتش

ميديم كه دمش رو بزاره رو كولشو به سلاااامت!!!

حيفه ما نيس غصه بخوريم؟؟ ما كه داريم تلاش ميكنيم انداممون رو رديف كنيم، تغذيه مون رو سالم كنيم، يعني

خيلييي خودمون رو دوس داريم....اگه از كسي دلخوريم، به خودمون بگيم شايد فقط همين امروز داشته

باشيمش، شايد فردا نباشه...

اون هفته خونواده ي شوهرم داشتن از تهران بر ميگشتن تصادف كردن، يه طرف ماشينشون رفت ولي خون از

دماغ كسي نيومد... باباش، مامانش، داداشش، زن داداشش و دو تا بچه ي كوچيك.. اگه اتفاقي ميفتاد،

فاجعه بود....

دقيقا 8 سال پيش، دايي و زندايي و پسردايي شوهرم و زنش و بچه ي كوچيكشون توو تصادف فوت شدند.

خواهر شوهرم عروس شون بود...خدا براي كسي نياره... چه مصيبتي بود...

پس بياييد همين امروز قدر همو بدونيم....قدر زندگي رو، قدر نفسهامون رو...

(خواستم تقويت روحيه كنم، غمنامه نوشتم!!!!!)

صبحانهدو تا ليوان چاي سبز
ميان وعدهيه نارنگي +يه انار آب لمبو!!(80)
ناهار100 گرم پلو+سه ق قيمه +سه تا گوشت قلقلي+100 گرم ماست فلفلي+سبزي خوردن(400)
عصرونهيه ق قيمه+ دو تا چايي سبز(40)
شامدو كف بربري+يه ليوان ابگوشت(400)
مكمللوو تيروكسين+ففول+امگا3
ورزشيه ساعت راه رفتن دور ميز ناهار خوري+ نيم ساعت پياده روي تند
كالري دريافتي920

چاي سبز: 5 ليوان

** انار آب لمبو: يعني يه انار رو هي فشارش ميديم، شل كه شد، يه سوراخ كوچولو ميكنيمش، بعد آبش رو ميخوريم!!

5

يه سلااااام خوشگل با صدااااي بلنددد و يه خنده از ته دل ...

از صبحه دارم با خودم كلنجار ميرم كه اين هفته رو بدون نون و برنج بگذزونم!! فقط يه هفته. تخم مرغ و گوشت

مصرف كنم. ولي نميدونم ميتونم يا نه. البته من نه اهل نونم نه اهل برنج!! ولي وقتي بخواي يه چيز رو ممنوع

كني مرضت ميگيره!!!!

چند روز پيش بودم بيرون دايي و زندايي پدر شوشو رو ديدم. 7،8 ماهي ميشد نديده بودمشون. بعدشم من اين

دو تا پير زن و پير مرد رو خيلييي دوس دارم.  تا به زندايي گفتم سلام، دستمو گرفت و كلي ماچمالم كرد كه 

چقد لاغر شدي!!! دايي كه اصلا منو نشناخت!! زنش هي ميگفت نشناختي؟؟ فلانيه!!! با تعجب بهم گفت

مريض شدي؟؟؟ گفتم نه گفت خيلييي لاغر شدي!! تا لحظه ي اخر بهم ميگفت مريض كه نيستي؟!!! الهي

بگردممم.

ديروز توو باغ بوديم داشتم برا مادر شوشو تعريف ميكردم. گفت دايي همون شب زنگ زد خونمون. قسممون

ميداد كه ميترا مريض شده؟؟؟ گفتيم نه رژيم گرفته...

حالا هي يادم مياد هي گريه ام ميگيره!! خلم نه؟؟ از اين دلسوزيشون گريه ام ميگيره. خداييش من چه موجودي

هستم!! هر چي ميشه فوري اشكم دم مشكمه!!!! 

صبحونهدو تا ليوان چاي سبز
ميان وعدهيه خرما(20)
ناهاردو تا  تخم مرغ ابپز +سبزي خوردن (160)
عصرونهيه نارنگي+يه شكلات+ يه خرما(100)
شاميه كتلت +يه پياله سوپ جو +يه كف لواش‌+ ترشي لوبيا سبز(400)
ورزشنيم ساعت پياده روي+
40 ديقه تردميل(300 كالري فوووت!)+ يه ساعت و نيم بازار گردي
مكمللووتيروكسين
كالري دريافتي700

4

سلام ، شبتون به خير...

ما تااازه رسيديم خونه.. اووووففففف از دست اين خواهر شوهري!! خونه ي خودشون كسي چيزاي شيرين

نميخوره!! همه رو جمع ميكنه مياره باغ تحويل ما ميده!!! صبح با خودم گفتم ادامس ميبرم همش ميجوام كه اگه

چيزاي جيز اوردن وسط به بهونه ادامس نخورم!!! كه كلا از شانس خوبم كيفم رو يادم رفت ببرم!!!!

تكونم نخوردم از جام به همون دليل افت فشار ديروز و وجود خاله خانوم!!!! صبح خودمو وزن كردم توو اين سه روز

2.400 از اضافات رو ريختم دور!! اگه دخمل خوبي باشمو اين خاله بره احتمالا تا يك شنبه به وزن قبليم

ميرسم.

صبحانه10 گرم پنير+30 گرم بربري+يه خيار
(110)
ميان وعده50 گرم جگر كبابي(70)
ناهاريه كفگير برنج+گوشت+ ترشي بادمجون+فلفل سبز(400)
عصرونهسيب + دو تا في جوآ + باقلوا +5 تا بادوم زميني(500)
شامبربري+ابگوشت +يه عالمه سبزي خوردن(300)
ورزش----
مكمللووتيروكسين+ففول
كالري دريافتي 1400

مواظب خودتون باشين.. خواباي خوشگل ببينين.

** نانا خانوم، ادرس نزاشتي برام. روي همين نوار كاهش وزن كليك كن برو توو سايتش همه چي دستت مياد خانومي.


3

سلام عزيز جووووناممم.. عيدتون خيليييي مباركككك.... پيش پيش نوووش جونتون كبابايي كه خواهيد خورد!!

ما فردا صبحونه خونه مامانم اينا هستيم به صرف كباب و فردا ناهار هم خونه مادرشوهري به صرف چلو گوشت و صد البته شام كه اونم چي ميتونه باشه؟؟ بلهههه! آبگوشت!! البته هيچكي ببعي قربوني نميكنه!!!

هميشه به شوشو ميگم بابا و مامانه تو كه بيست و چند ساله حاجي شدن نبايد يه گوسفند قربوني كنن؟؟؟

امروزم خانوم بودممم... جدولمو ببينيد، بهم آفرين بگين!!!

صبحونه40 گرم بربري+يه تخم مرغ ابپز+يه خرما +يه خيار(200)
ميان وعده-----
ناهار100 گرم پلو و كمي سينه ي مرغ +ترشي گل كلم+ يه فسقل ته ديگ(300)
عصرونهنصف نارنگي (30)
شاميه سيب (50)
مكمل لوو تيروكسين+ففول+فروس سولفات+امگا3
ورزشيه ساعت و نيم پياده روي
كالري دريافتي580

 اين خاله پري به شدت اذيتم ميكنه... امروز همه داشتن خودشون رو باد ميزدن من يخ كرده بودم!!! اصلا حالم خوب نبود... دلمم هي ميگرفت.. فرت و فرت اشكي ميشدم..

رفتيم درمونگاه فشارمم 7 بود!!! آمپول تقويتي زدم... با اينكه روزي دو تا فروس سولفات و يه فففول ميخورم هنوزم كم خونم!!!

2

سلام عزيزاي دلمممم...

تازه از دانشگاه اومدم.. فقط چاي سبز دم كردم ، دو تا ليوااان برا خودم ريختم با دو تا دونه خرما اومدم پيش

شما...

 اينقده دلم يه جوريه... نميدونم چه جوري!! ولي يه جوريه! فكر كنم برا اين خاله پري باشه.

ميگما برادر شوهري رئيس بانكه، همينجور الكي الكي يه وامي انداخت بهم كه الان نميدونم باهاش چيكار

كنم!!!

يه سود 21 درصدي هم قراراه بگيره ازم!! شوهرم كه اصلاااا اهل وام و قسط بازي و چك دادن و اينا نيس. اصلا

هم راضي نبود. حتي ضامنم هم نشده!! بابام ضمانت كرده.

فقط الان نميدونم باهاش چيكار كنم!!! به نظرتون طلا بهتره يا سكه؟؟؟ به شوهرمم گفتم كه هدف من اصلا

امروز و فردا نيس كه طلا يا سكه بالا پايين شه و من غصه بخورم. هدفم براي سه سال ديگست كه قسط و

سود بانك تموم ميشه.سه سال ديگه بايد ببينم سود كردم يا نه.

يه دلمم ميگه برم همش رو هپلي هپو كنم!!! نميدونم چيكار كنم؟!!!

صبحانه30 گرم نون شيرمال(150)
ميان وعدهيه شكلات فسقل(50)+ سه تا پفك (50)
ناهاردو تا تخم مرغ ابپز+دو ق پلو(200)
ميان وعدهيه نارنگي+ دو تا خرما(80)
شاميه لقمه كباب كوبيده+يه قلوپ دوغ+ 5 قاشق پوره ي كدو حلوايي(200)
مكمللوو تيروكسين +ففول+كلسيم منيزيم زينك
ورزشاجازه!! عذرمون موجه بود!!!
كالري دريافتي730

**چاي سبز 4 ليوان.

** هميشه نون و برنجم رو بيشتر از چيزي كه هست مينويسم. مثلا 80 گرم برنج رو مينويسم 100 گرم. نون رو

هم همينطور.  فكر كنم تاثير خوبي داره.

**امروز از ديروز 600 گرم سبكتر بودم.

====================

آهاي خانومه!!! خب منم دلم ميخواد برات بنويسم ديگه!!! يعني چي!!! نميخواممممممم...


1.... 71.200

سلام ...من الان خيلي عصبانيم!!! نميخوامممممم!! ميخوام گريه كنم!! بعد از تقريبا 10 روز وزن نكردن امروز يك

عددي ديم كه اعصاب منو به هم ريخت!!!

من نميدونم دكتر رفتنم چي بود!!! بخوره توو سرم افزايش كالري!! الان من اينهمه اضافه وزن رو كجاي دلم بزارم اي

خداااا؟!!!!!

====================

واه چته ميترا؟؟ چه ربطي به خدا و دوستات داره ميايي اينجا نكو نال ميكني سر صبحي؟!!

اونوقتي كه ميري خريد و هي جيزجات ورميداري ياد امروزت نبودي؟؟ دكتر بهت گفت غذاي خونواده بخور نگفت

هي برو رستوران !! نگفت پيراشكي كيلويي بخر!! نگفت هي قر و قميش بيا براي اقاي همسر كه من شيريني

نارنجكي ميخوام، من شيريني ناپلئوني ميخوام!!!!

دكتر گفت چيپس بخر روش پنير بپاش بزار توو مايكرو فر بعد سس تند خالي كن روش بخور؟؟ دكتر گفت لنگاتو

بالا پايين كن و پفك بخور؟؟

نميشد غذاي خونواده سالم تر باشه؟؟ هي كتلت و سوپ خامه نباشه؟؟ هر روز ته ديگ سيب زميني با كنجد بايد ميزاشتي؟؟ ..

كي ميخواي بفهمي كه هر اتفاقي كه ميفته تقصير خودته؟؟ حالا پاشو خودت رو جمع و جور كن و از همين امروز

شروع كن.. ببين خانوم، همين امرووووز!!! باشه؟؟

============================

پس يا علي دوباره....

صبحانه 50 گرم نان شير مال(200)
ميان وعده-----------
ناهارسبزيجات بخارپز(هويج، سيب زميني، گوجه، شلغم) (100)
عصرونهيه پياله سوپ (يه كم عدس، هويج+گشنيز) (100)
شام----------
ورزشيه ساعت پياده روي
مكمللووتيروكسين +امگا 3
چاي سبز 4 تا ليوان
كالري400

 كالري نون شيرمال رو نميدونم!!! قبل رفتن رو ترازو خوردمش!!!