خدا اين انا رو خفه كنه يا نكنه؟؟!!! اين تيراميسو رو انداخت توو دهنم حالا من همه چي ميخورم بلكه جاي
خالي تيراميسو پر شه كه نميشه!!!!! لامصب تا حالا تستشم نكردم اصلا نميدونم چي هست فقط بدجووور
ميخوامش!!!!!
ديشب رفتم سوپر ماركت همه ي مواد لازمش رو چك كردم ولي نخريدم بلكه هوسش از سرم بره كه انا خانوم
امروز اسم حلوا رو هم اورد وسط!!!! اونم نسكافه ايي!!!! خب من ميخواااام...
ديروز تولد پسربزرگه بود.16 سالش تموم شد و رفت توو 17 سال. چقدر زووود گذشت... دقيقا هم سن پسرم
بودم كه نامزد شدم. اگه دختر بود شايد منم شوهرش ميدادم و الان مادر زن بودم!!!! اووووف.. دلم غنج رفت!!!
كسي رو دعوت نكرديم. گذاشتيم برا شب يلدا كه با پسر كوچيكه يه جا بگيريم. ولي
خودمون رفتيم رستوران و به جاي كيك هم شيريني نارنجكي خريديم. اگه گفتي چند تا خوردم؟؟ يك؟؟ دو تا؟
؟ سه تا؟؟ نه جووونمممم ... دو برابرش كن!!!!! خاك وچوووك!!!
ترتيب شيريني هار و توو ماشين داديم. رستوران شلوغ هميشگيمون پرنده پر نميزد!!!!! دو، سه تا خونواده بودن
كه توي فضاي به اون بزرگي به چشم نيمومد اصلا!!!! گارسون بهمون با خنده گفت : شما مسجد پيدا نكردين
اومدين اينجا؟؟ منظورش اين بود الان همه دارن توو مساجد غذاي مفت ميخورن و شما اومدين رستوران؟؟!!!
البته اينم بگم كه من فقط روزي يه وعده غذا ميخورم. كل روز دو تا ليوان شير با 4 تا خرما ميخورم بعدش فقط يه
وعده غذا، يا ناهار يا شام. كه بيشتر ترجيح ميدم ناهار بخورم تا شام. امروزم يه ساعت بدمينتون بازي كردم...