31 اردیبهشت

سلام به روی ماهه دونه دونتون... فداا فداااااا

آنا رو کم داشتیم، فرح هم رفت ماموریت!!! الهی هر جا هستن صحیح و سالم باشن و خدا به همراهشون...

امروز نسبت به دیروز 600 گرم کمتر بودم..آی انگیزه میده، آی انرژی میده!!!

===========================

حسامو برده بودم باشگاه جلسه اولش بود، تا 9 شب طول کشید. دیگه تا بیام خونه ساعت از 9:30 هم گذشته بود.ترجیح دادم شیر بخورم تا دلمه. اخه حس سبکی صبح رو از دست میدادم اگه دلمه میخوردم. میزارمش فردا ناهار. به شدت منتظرم تا فردا ظهر برسه .

صبحانهیه لیوان چای سبز
40 گرم بربری+10 گرم عسل+5 گرم گردو +یه لیوان چای(170)
میان وعدهناخونک به مواد دلمه (100)
ناهارسه ق کشک بادمجون رژیمی+دو کف بربری+سبزی خوردن(250)
عصرونه70 گرم سیب(35)
شام100 میلی لیتر شیر(46)
مکمل و نوشیدنیلووتیروکسین+قرص چای سبز+امگا 3 +عرق شاطره
دو تا چای سبز، دو تا چای+8 لیوان اب
ورزش33 دیقه تردمیل، 3.300 کیلومتر(250 کالری فووت!!)+4 ست 25 تایی پهلو+100 دراز نشست+یه ساعت پیاده روی متوسط
کالری دریافتی601

جدول هفتگی

وزن شروع:
73.00
وزن پایان: 71.700
شنبه1شنبه2شنبه3شنبه4شنبه5شنبهجمعه
ورزشنیم ساعت تردمیل ،3 کیلومتر +60 تا دراز نشست+3 ست 25 تایی برای هر پهلو+ یه ساعت و نیم شنا33 دقیقه تردمیل+4 ست 25 تایی برای هر پهلو+100 تا دراز نشست+یه ساعت پیاده روی متوسط36 دقیقه تردمیل،3.5 کیلومتر،+70 تا دراز نشست+یه ساعت و نیم شنا+3 ست 25 تایی برای هر پهلو30 دقیقه تردمیل،سه کیلومتر+ 40 دقیقه پیاده روی30 دقیقه تردمیل، 2.8کیلومتر، 60 تا دراز نشست+سه ست 25 تایی برای هر پهلو+یه ساعت و نیم شنایه ساعت پیاده روی5 ساعت خونه تکونی!!
کالری مصرفی540601530605390730860

 کالری دریافتی روزانه ی من باید روزی 800 کالری باشه. (برای یک کیلو کاهش در هفته بدون فعالیت)

کاهش:1.300

***نیگاه به کالریامو ورزشم بندازید، جیگرتون برام کباب میشه!!!!!***

30 اردیبهشت

ای بمیره این بلاگفااااااا...

سلام دوستای خوب و مهربون خودم.. الهی من فداااتون که یه لحظه هم تنهام نمیزارین.. چقد خوبه که شماها هستین.. خدا چقددد دوسم داشت که منو آورد اینجا و شماها رو داد بهم....

عاااشقتونم به خدااا......

امروز اینقده خانوم بودم...مااااه!!! رو یه کاغذ نوشتم ملودی و چسبوندم به در یخچاال!!! خداییش خیلی اثر داشت..به شما هم پیشنهاد میکنم!!!!

تردمیل رفتم به عشق ملودی، دراز نشست زدم. ورزش پهلو..استخر..ترکوندم..به شدت از خودم راضیم....(یک عدد میترای خود شیفته!!)

صبحانهمعجون عسل و دارچین(30)
 20گرم بربری+5 گرم پنیر لبنه+نصف یه گوجه کوچیک(80)
میان وعدههندوانه(80)
ناهار30 گرم پلو+60 گرم جیگر گوساله(140)
عصرونهیک سوم موز(30)+چای با یه قند کوووچووولوووو(10)
شامیه تخم مرغ ابپز+30 گرم نون+نصف خیار کویچک و نصف گوجه کوچیک(170)
مکمل+نوشیدنی لووتیروکسین+اکوفان+عرق شاطره+دو لیوان چای سبز+یه چای+8 لیوان آب
ورزشنیم ساعت تردمیل، 3 کیلومتر(230 کالری فوووت)+60 تا دراز نشست با ابروکت+3 تا ست 25 تایی برای هر پهلو+دو ساعت استخر
کالری دریافتی540!!  اوووووفففففففففف



28 اردیبهشت

سلام..من خیلی دختر بدی شدم...همش ناخونک و ریزه خوری و گول مالیدن سر خودم!!! وزنم نسبت به شنبه تغییری نکرد و نبایدم میکرد!!!! فقط اون یک کیلویی که وسط هفته نمیدونم از کجا پیداش شده بود، تشریف برد!!!

من هنوز توو سردرگمی به سر میبرم و هنوز نمیدونم چیکاره ام!! پسر بزرگم دیروز دست و پای منو میبوسید و التماس میکرد نرم دانشگاه!! میگفت دوس دارم جلو چشمم باشی..باهام حرف بزنی..میگفت مسولیت پسر کوچیکه با منه وقتی نیستی منم نمیتونم تمرکز کنم سر درسم...میگفت قول میدم لطفت رو جبران کنم!!!

غروب بعد از مهمونی رفتم خونه خواهرشوهری که روانشناسه و باهاش مشورت کردم. تا ساعت 10 شب اونجا بودم. عمه اش میگفت که پسرم زنگ زده بهش و گفته که دوس نداره برم یونی. بهم گفت بچه ات واجب تره . میگفت این روزا جبران نمیشه. پسرت توو سن بلوغه و دوره ی حساس تحصیلی یعنی دوم و سوم دبیرستان... میگفت برای تو باز هم فرصت درس خوندن هست اما فرصت به سلامت رد کردن بچه ی حساست توو این مرحله نیست...

بعد شوشو اومد دنبالم...به جای خونه اومدن کلی توو خیابونا گشتیم و حرف زدیم راجع به همین موضوع..میگفت من هیچ نظری نمیدم. تا اخرین لحظه هم پشتت هستم و همه جوره ساپورتت میکنم تا هر مقطعی که میخوای درس بخونی... گفت نه میگم برو نه میگم نرو..خودت میدونی.. ولی راجع به پسرمون کلی حرف زد...

بچه ام به شدت حساس و عاطفیه..موندم سر دوراهی...

الان دارم میرم خونه ی مامان...شب بر میگردم...سعی میکنم مواظب خورد و خوراکم باشم...ورزش به شدت توو لاغری تاثیر داره.. مخصوصا تردمیل..پیاده روی اصلا در حد تردمیل نیس..اینو این هفته فهمیدم.. از فردا دوباره تردمیل رو راه میندازم...و رژیم خوشگلم رو...

==================================

امروزم نتونستم خوردنم رو کنترل کنم...ولی امکان نداره بزارم این روند ادامه پیدا کنه...


27 اردیبهشت

سلامممم، ظهرتون به خیر..

ممنون بابت کامنتهای دیروزتون، کلی خجالتم دادین... دیروز بعد از ظهر مدرسه ی پسر کوچیکه دعوت بودیم برای جشن پایان سال...پسر بزرگه هم که تعطیل شده..برا فرجه امتحانات.. خدا بهم صبر ایوب بده با این 4 ماه تعطیلی که دو تاشون با هم توو خونه هستن!!! ..عزا گرفتم چه جورررررررر!!!!

صبحانهمعجون دارچین و عسل(20)
میان وعدهیه لقمه کوچیک نون و پنیر+یه پرتقال کوچیک+نصف گوجه(70)
ناهار3 ق سبک پلو(75)+10 تا دونه سیب زمینی سرخ شده(100)+یه پیاله سالاد کرفس با 8گرم روغن زیتون(80)
عصرونهالویه (زیاد!!)+نصف باگت+یه کنجد و چند تا حاجی بادوم!!!+موز+پرتقال(مهمون بودم)
شام-------------
مکمل +نوشیدنیعرق شاطره+امگا 3
ورزش
کالری دریافتی
 پاهام هنوز ورم داره!!! به خاطر توو ماشین نشستن و راه رفتن زیاد...

===============

عکس پسرارو که دیروز گرفتم دانلود میکنم الان میزارم ادامه مطلب!!

===========

امروز دانشگاه نرفتم. اون هفته هم هر سه روزش رو غیبت کردم!!  بعد از ظهر عصرونه دعوتم. ..

=====================

آدم بشو نیستم!!!!!

26 اردیبهشت

وووووی خدااا....دارم میمیرم از خنده!!! از این خنده هایی هست که خیلی حرص داره!!یعنی از زور درد خنده ات میگیره!!! من الان اون مدلیم..

صبح رفتم رو ترازو به امید اینکه اضافه وزن خاله پری تشریفش رو برده باشه، اگه بدونین چی دیدم!!! یک کیلو دیگه اضافه وزن!!! یعنی امروز که سه شنبست،خب؟ من یک شنبه خودم رو وزن کردم. یعنی دو روزی یک کیلووو افزایش!! در حالیکه جدولمم هست و میتونید بببینید که من چقدر آدم بودم!!!

چه کنم حالا؟؟؟ الان برم محتاد شم؟ برم خودمو دار بزنم؟ برم سرمو فرو کنم توو یخچال و هی بلمبونم؟؟ یعنی چی آخه؟؟ بدنه دارم؟ خب کم نمیشی، نشو! بخوره توو سرت!! حالا چه مرگته هی زیاد میشی؟؟؟؟

=============

صبحانهیه لیوان چای+ 50 گرم نون+10 گرم پنیر+ یه گوجه(170)
میان وعدهسیب+پرتقال(120)
ناهار100 گرم پلو+سه ق خورشت کرفس+نصف لیوان دلستر(300)
عصرانهیه بشقاب سوپ سبک +یه کم کیک(200)
شامیه سوسیس و یه تخم مرغ +دو کف بربری +2 ق روغن زیتون+نصف لیوان دلستر(500)
مکمل و نوشیدنیاکوفان
ورزشیه ساعت پیاده روی
کالری دریافتی1300
 تا جاییکه تونستم رمز دادم، هر کی هم نداره بگه بهم.

25 اردیبهشت

سلام به روی ماه یکی یکیتون...

آقا من چم شده؟؟ همش توو رختخواب ولوام!! همش سرم میدره!! همش دلم میخواد چشامو ببندمو برم توو هپروووت!! حوصله هیچی هم ندارم..

اووووفففف...باز از اون وقتاییه که نمیدونم چه مرگمه!! نمیدونم کجای دنیا ایستادم؟چی میخوام؟هدفم چیه؟ اصلا چرا نفس میکشم؟!!!..........

کاش میدونستم دلم چی میخواد، به دادش میرسیدم....یکی منو بدرکه لفطا!!!!!(یکی منو درک کنه لطفا!!)

------------------------

خب، رژیمی میشیم به شدت..برا اینکه انگاری یه جور تنبلی مسری داره وبلاگستان رو در بر میگیره!! تا هدف وزنی چیزی نمونده!!!پیش به سوی هدف....

صبحانهمعجون عسل و دارچین(20)
میان وعدهخیار(10)+هندونه(50)
ناهار100 گرم برنج+یه فسقل مرغ و سبزیجات**(200)
عصرونهسوهان!! +چای(200)
شامیه تیکه بیفتک + یه کاسه کوچیک حلیم بی روغن+ دو کف بربری+یه استکان اب سیب و انگور و نعنا(500)
مکمل و نوشیدنیلووتیروکسین+اکوفان+یه لیوان چای سبز+5 لیوان اب
ورزشیه ساعت و نیم پیاده روی
کالری دریافتی980

کالریم رو توو همون محدوده ی زیر 800 نگه میدارم، چون بالاتر که بره افزایش وزن خواهم داشت!!

==========

سبزیجات ناهار شامل: هویج ، فلفل دلمه ایی، گوجه،لوبیا سبز، سیب زمینی بخار پز


ادامه نوشته

24 اردی بهشت

سلام دوستای مهربونم...روزتون مبارک..

مرسی که به یادم بودین ..صدف جوون خیلی خوشحال شدم...ایشالله خودت و نی نیت صحیح و سالم باشن و این 9 ماه رو کنار هم بگذرونین با آرامش...

==================

من ساعت 4.30 صبح رسیدم. الان خودم رو وزن کردم ، یک کیلو افزایش داشتم!! در حالیکه تا 4 شنبه وزنم ثابت بود و حتی 100 گرم کاهش هم نداشتم!!! این 3ه روز هم خارج از محدوده فقط یه فالوده خوردم!! حالا این یک کیلو از کجا اومده نمیدونم!! سر صبحی دپرسم کرد!! البته خاله پری هم دیشب تشریف آوردن!!..

=========================

کاشان،جاتون خیلی خالی بود..حالا عکساشو براتون میزارم....انگاری قلبمو اونجا گذاشتمو اومدم...دوستتون دارم..


20 اردیبهشت

سلام دوستای مهربونم که هنووووز نرفته دلم تنگ شده براتون... الهی قربونتون..مواظب خودتون باشین تا من برگردم...

میرم گلابگیرون... عاااشق اردیبهشت کاشانم...

به خدا میسپارمتون..

الی جوونم تورو خداااا مواظب باشیاااا...جیگر من.

اووومممممم

19 اردیبهشت

سلام به دوست جونیای مهربونم...

این ادامه مطلب فرح جوونم چه حالی داد بهم سر صبحی..منم که حرف گوش کن!!!!!

من با اینکه از محدوده ی کالریم یه کم کمتر هم هستم ولی هنووووز کاهش نداشتم!! همون عدد شنبه ی صبح رو ، ترازو هر روز صبح بهم نشون میده!!! بدنه داریم؟؟!!!

بعد از ظهرم مهونی دعوتم. دوره ی بچه های داشنگاه!! ایندفعه چون مجرده طرفمون، احتمالا الویه میده عصرونه!!! هی وای من..

فردا هم که میرم سفر تا یک شنبه ....

==================

اینقده دلم برا انا تنگ شده...اصلا نمیتونم وبش رو باز کنم!! دلم نمیاد....

صبحانهمعجون عسل و دارچین
میان وعده60 گرم کیک ساده + چند تا دونه بیسکویت کراکر نمکی+یه لیوان چای
ناهار150گرم پلو مخلوط با گوشت چرخی و لوبیا چیتی +ترشی کرفس و هویج
عصرانهووووی!!! دو ق ژله+دو ق سالاد فرانسوی+دو ق الویه+یک عدد شامی+موز+خیار+چند تا دونه توت فرنگی+نصف لیوان نوشابه!!!!+دو تا شکلات +سالاد فصل(برم بمیرم؟!!!)
شام
مکمل و نوشیدنیلووتیروکسین+پریم رز
ورزشنیم ساعت پیاده روی+یه ساعت دیگه پیاده روی
کالری دریافتی1600

عصرونه مهمون بودم!!! نمیدونم اینا چرا هر دفعه تا من از در میرم توو جیغ و ویغ میکنن!!! منم جوگیر!!!! تا نشستم چای رو خوردم بعد موز رو خوردم به مرحله ی ترکیدن رسیده بودم!!!! ولی باز نشستم سر بساط عصرونه...

برم بمیرم؟!!  به الی میگم این هفته کاهش یک کیلویی میخوام ازش بعد خودم ...!!!!چقد بده ادم خودش عمل نکنه بعد دیگران رو باز خواست کنه!!!! ولی الی خانوم، من کاهش یک کیلویی میخوام ازت!!!!(ایکون پرو پرووو!!)

18 اردی بهشت

سلام ...صبحتون به خیر...روزتون لبریز از شادی....

دیشبم کار پریشب تکرار شد!!! از ناهار ظهر حسابی سیر بودم..غروب پیاده روی هم رفتم که یادم رفت به جدولم اضافه کنم! دیشب پسر بزرگه کالباس خواست برا شام، کوچیکه نمیرو.بعد سر شام دعواشون شد دو تاشون رو فرستادم توو اتاقشون سفره رو هم جمع کردم. مسابقه دنس که شروع شد، دلم براشون سووخت و دوباره بساط شام رو چیدم و حالا هر چی صداشون میکنم، ناز میکنن و نمیان!!!!

بالاخره با وساطت آقای پدر تشریف اوردن شام بخورن منم باهاشون یه چند لقمه نیمرو خوردم!! با گوجه و خیار شور!! ولی این شوشو نشسته کنار سفره هاا ولی لب نمیزنه!!!! چه جوری میتونه خودش رو کنترل کنه؟ ایششششش...حرصمو درمیاره!!!

==============================

من که میگم اگه کالریم بالای هزار بره وزن کم نمیکنم، شما گوش نمیکنید!! مخصوصا این نکستی جوونم...من هیچی کم نکردم هنووووز!!!!!

=========================

بالاترین کالری که برا پیتزا دادن 800 تاست!! این پیتزا 8 برش داشت، یعنی هر تکه اش 100 تا؟>؟؟!! من میزنم 250 تا که خیالم راحت باشه!!!

صبحانهعسل و دارچین(20)
میان وعدهیه لیوان شیر قهوه با یک گرم شکر رژِیمی(112)
ناهار50 گرم بربری+کوکو سیب زمینی+خیار شور+100 گرم ماست و بادمجون(400)
عصرانهیه لیوان چای+3 تا نون سوخاری(210)
شامیه برش پیتزا+ هندونه!!(250)
مکمل و نوشیدنیلووتیروکسین +کلسیم منیزیوم+ویتامینE
ورزشیه ساعت پیاده روی معمولی
کالری دریافتی1000

وزن شروع :72.300شنبه1شنبه2شنبه3شنبه4شنبه5شنبه
جمعه
کالری دریافتی1140100010001600



کالری باقی مانده7799679957994199



 کالری دریافتی روزانه برای نیم کیلو کاهش در هفته : 1277

17 اردیبهشت

سلام..ظهرتون به خیر...

کله ی سحر اومدم بنویسم و گزارش گند کاری دیشب رو بدم بلکه از وجدان دردم کم بشه، که خدا قسمت کرد و تل زنگید و رفتیم خونه دخترخاله، صبحونه خورون..

عسل و گردو لیقوان گوسفندی و نیمرو در کره، و نون سنگک دااااغ....اووووففففففف....

زدیم به بدن و بعدش کلی رقصیدیم و منم تا 70 کالری رو تردمیلشون سوزوندمو همه هم غررر زدن به جووونم!!!!!

بگم دیشب چه کردم؟؟از خونه دوستم 8.30 دیقه شب اومدم خونه. دیدم به به !! پسر جونم بادمجون کباب کرده که بوش تموم راه پله رو گرفته بود...ساطوریشم کرده بود و داشت پیاز سرخ میکرد!!  میگه هوس کشک بادمجون کردم!!! میدونه که منم رژیمم فقط با دو ق روغن زیتون سرخ کرد پیاز رو..منم تند تند سیر رو پوس کردم و خورد کردم ریختم توو پیاز، بعد بادمجونم ریختم تووش، تفت که خورد کشک هم ریختم توش!! دیگه نزاشتم جدا کشک بجوشه...همه با هم 20 دیقه قل خورد و اوردم سر سفره!!

نه که خودم سیر بودم نمیخواستم بشینم ولی پسرم گفت از دسپختم نمیخوری؟؟ منم دو ق کشک بادمجون با یه کف نون خوردم!! نه که آش هم خورده بودم معده ام ورم کرده بود چیییییییییییی!!! داشتم جون میدادم توو رختخواب!! تا صبح آب خوردم!!!!ووووی خیلی حال بدی بود....

صبحانهمعجون عسل و دارچین(20)
م. وعدهسه کف سنگک +یه قوطی کبریت پنیر+دو تا گردو+یه لقمه نون و عسل گردو(300)
ناهار200 گرم سبزی باقالی پلو + یه نیمرو + 5 تا زیتون(460)
عصرونهیه دونه آلوچه +یه کف لواش+یه خرما+یه ق م مربای به(70)
شام--------------------(چند لقمه نیمرو !!)
مکمل و نوشیدنیلووتیروکسین+اکوفان+دو تا چای سبز+دو تا چای معمولی+6 لیوان آب
ورزشیه ربع تردمیل(70)+یه ربع رقص+نیم ساعت پیاده روی
کالری دریافتی1000

**بعدشم کالری این هفته ام رو روی نیم کیلو کاهش میبندم....**

16 اردیبهشت

سلام به روی مااااهتون...

از صبح بودم مدرسه ی پسر کوچیکه و جشن روز معلم و هی نه گفتن به تعارف کردنی ها!! اب میوه، شیرینی، شکلات،موز، کیک (به اینا نه گفتم!!)

بستنی رو هم دستم گرفته بودم که بدم حسام بخوره...بعد دیدم کالریش 200 تاست، نصف کمترش رو خوردم.

کاهش این هفتم هم که 1.600  بوده. بعد از سه هفته!! دلم لک زده بود واسه یه کاهش این جوری!!


صبحانهمعجون فوفوری(20)
میان وعدهبستنی (100)
ناهار30 گرم رون مرغ+50 گرم برنج+100 گرم ماست(190)
عصرونهیه کیوی+دو تا بند انگشت موز+ یه شیرینی (330)
شامیه کاسه آش +3 کف لواش +سبزی خوردن(320)
مکمل و نوشیدنیلوو تیروکسین + امگا 3
ورزش-------------
کالری دریافتی960

بعد از ظهرم میرم خونه دوستم..با بروبچ..به صرف آش!!! منم که عشق آش....

15 اردیبهشت

سلام خانوما... شبتون به خیر...

آنااا جوونم...دلم یه جووووریه... زودی برگرد و مواظب خودتم باش...دوستت دارم..با یه عالمه قلب و بوووووووس

=====================

خب طبق روال اخر هفته یونی بودم..ساعت دو هم که تعطیل شدم رفتم خونه مادرشوشو دیدم ملت ناهار نخوردن و منتظر بنده هستن..کلی  ذوق کنون!!!

بعد از ظهرم رفته بودیم باغ برای بساط عصرونه...شام هم برگشتیم خونه مادرشوشو...که من شام نخوردم..الویه ی نازنین هی چشمک میزد..هی برام لاو میومد..هی میگفت لب بده..لب بده.... منم براش قر و قمیش میومدم و اخرشممم پیروووز شدمممممم!!!

=================================

الهی من فدااااتون..بدو همتون رو خوندم...فردا یه دل سیر و درست حسابی میام دیدن تک تکتوووون...خوب بخوابید..شبتون ناز...بووووس

صبحانهمعجون فوفوری+50 گرم نون امگا 3 و 10 گرم پنیر لبنه(155)
میان وعدهنخود و کشمش (100)
ناهارسینه ی مرغ+اسفناج + یه کفگیر سبک برنج + سبزی خوردن(300)
میان وعدهنون و پنیر و گوجه(200)+ یه پرتقال +دو تا خیار((90)
شامدو تا ق سالاد کاهو (20)
مکمل+نوشیدنی لووتیروکسین+ 2 تا قرص چای سبز+6 لیوان آب+3 لیوان چای
ورزشحرکت پهلو
کالری دریافتی865

14 اردیبهشت

سلااام.... روزتون قشنگ..

ممنونم از راهنمایی های مهربونتون..مرسی که بهم انرژی و انگیزه دادین... راست میگین، یه سال و نیم که چیزی نیس!! کار خونه هم همیشه هست... دیگه نمیخوام شاگرد اول باشم... نمیخوام خیلی وقت بزارم.. نمیخوام همش برم توو اتاقم در رو ببندم و از سرو صدای بچه ها دادبزنم که هیسسسس من درس دارم!!!! همینکه پاس بشه کافیه.. فقط اینکه به قول  یکی از بچه ها برای افه اومدن واسه اون جاری، خیلی لااازمه!!!!! (محض مزاح بود!!)

امروز زود اومدم خونه..کلاس آخریه تشکیل نمیشد!! از فرصت استفاده میکنم میام پیشتون...منو ببخشید اگه کمرنگم. هستم .با گوشیم چک میکنمتون. ولی فرصت ندارم کامنت بزارم. میدونم اینجوری ممکنه خیلی از دوستام بزارنم کنار.. ولی اگه اینکارو بکنین من دوباره تپلوووو میشممم....

صبحانهیه لیوان شیر با عسل و دارچین و زنجفیل(130)
میان وعدهچای + 3 تا ساقه طلایی(نداااا جووون)(180)
ناهار*دو سوم کوکو +ترشی کرفس+100 گرم پلو(320)
عصرونهدو تا نون سوخاری+چای +یه ق م عسل (100)
شامسیب (60)
مکمل  و نوشیدنیلووتیروکسین+ففول
ورزشیه ساعت پیاده روی معمولی
کالری دریافتی790

**** کوکوی ناهارم: دیروز توو وب آتوسا جون خوندم که کوکوی کاهو درست کرده و کلی هم خوشمزه شده..منم امروز ازش ایده گرفتم با 60 گرم کاهو+20 گرم سبزی کوکو+یه حبه سیر+30 گرم گوشت چرخی+یه تخم مرغ کامل و یه سفیده(برای اینکه کالریش خیلی بالا نره)+10 گرم روغن که میشه حدود سه وعده ی من. حالا کالریش در میارم اگه کم بود دو وعده ایی میخورمش.

حدودا شده 270 کالری!!! سه وعده یعنی هر وعده میشه 90 کالری!!! فوق العادست...مرسی آتوسا جووووون.

===================

اگه کالری ساقه طلایی رو میدونستم، عمراااا اگه میخوردممم!! چه خبره دونه ایی 60 تا؟؟!!!!!

=======================

ساعت 9 شب: ووووی رعد و برق...غرش ابرا...جیغ آسمون...باااارووووووون...مرسی خدااااا جووووونمممم

13 اردیبهشت

سلام دوست جوونام...صبحتون به خیر...

دیشب ساعت 9.30 ، پسر بزرگه اومد توو اتاقم که مادر جووووونمممممم؟گفتم معلومه چیزی میخوای!!! لوس کرد خودشو که ماهی میخوام!!!! گفتم الان؟؟ برو بابا درس دارم! گفت خواهش میکنم..هر چی گفتم فردا ناهار، قبول نکرد!!! خودش کیلکاها رو در اورد و گذاشت توو مایکرو ، یخ زداییش کرد بعد منم توو روغن فراوووووون سرخیدمشون...با اب نارنج و سیر و فلفل زیاد....چند تا برش فلفل دلمه ایی هم انداختم توو تابه... این ماهی کیلکاها نه که نازک و ظریفن، توو روغن فراوون خشک میشن و مث چیپس قرچ قرچ میکنن!!!

خلاصه بساط پهن شد و هر چی خواستم از جلوشون دور شم، نشد!! هی میخواستم بدوام برم توو اتاقم!! انگار یکی زده بود پس کله ام که بشین پیششون!!

خلاصه اینکه  برا خودم کشیدمو هی قرچ قرچ دادم!!!!50 گرم بود!! نمیدونم چقد شده کالریش!! البته حسابی با چنگال فشارش دادم که روغنش بره...

باریکلا به شوشو که اصلا لب نزد!! از 14 فروردین رژیم گرفته و تا الان 10 کیلووو کم کرده!!!! فقط یه وعده ناهار توو اداره میخوره..توو خونه فقط سیب و پرتقال...البته ماهی هم دوس نداره ولی این چیپس ماهی رو قبلا میخورد!!!

خلاصه کلی دلم از خودم گرفت... صبح که وزنیدم دیدم 100 گرم نسبت به روز قبل کاهش داشتم...

73.200 ..این وزن رو 30 فروردین دیده بودم!!!!دو هفته قبل!! اگه طبق روال قبلم پیش میرفتم الان باید حول و حوش 71 بودم..آی دلم میسوزه الکی الکی از دستش دادم..به خاطر بستنی و پفک!!!!

=========================

یه درگیری عجیبی با خودم دارم برای رفتن یا نرفتن به یونی...احساس میکنم توو این شرایط دارم برای خونه کم میزارم..نمیتونم درست و حسابی به بچه ها و شوشو برسم..همش استرس دارم..به کار خونه هم نمیتونم اونجور که دلم میخواد برسم..حس میکنم محدود شدم..همش به خودم میگم اخه به چه دردم میخوره؟ حالا کاردانی یا کارشناسی..مخصوصا با اتفاقی که اون هفته برام توو کلاس افتاد...

با اینکه فقط یه سال و نیم طول میکشه با احتساب دو تا ترم تابستونی که وردارم..نمیدونم. مث خر موندم توو گل..مشاوره میخوام و کمک فکری....

============================

صبحانهیه لیوان شیر(110)
میان وعدهیه سیب کوچیک+یه شکلات کوچولووو(110)
ناهاریه تخم مرغ آبپز+50 گرم بربری+ترشی هویج(210)
عصرانهیه ورق نون تست+یه ق م عسل+هندونه+یه ق ماهی(180)
شامیه سیخ جوجه کباب+نصف کف دست بربری+نصف گوجه کبابی+دوغ(290)....ساعت 7 غروب!
مکمل+نوشیدنیلووتیروکسین+پریم رز+کلسیم منیزیم+ دو تا چای سبز+دو تا چای سیاه+7 تا لیوان آب
ورزش40 دقیقه پیاده روی
کالری دریافتی900



12 اردیبهشت

دیروز میگفتم :

مشقهایم را خط بزن … مرا مزن

روی تخته خط بکش … گوشم را مکش

مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن

هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر

اما کنون ..

مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان...

روز خانوم معلم ها مبارک..مخصوصا شانون جونم و  گل پری جووونم.....(دیگه نمیدونم کی معلمه!)

===========================================

سلام عزیزای خودممم...

ببخشید دیروز با حرفی که در مورد دوری از خونواده گفتم، بعضیاتون دلتون یه جوری شد....هر جا هستین تنتون سالم باشه و دلتون شاد...

خدا رو چه دیدین !! شاید قسمت شد مثلا منم برم یه شهر دیگه که نه، یک کشور دیگه!! با اینهمه افاضاتم بدو بدو خواهم رفت!!!!

و زندگی توو یک کشور دیگه نهایت آرزوی منه ..با اینکه عااشق ایران خانووم هستم و هروقت یاد ظلمی که به این خاک میشه می افتم، اشک از چشام میریزه.....

قربون خدای تک تکتون برم من... همین خدا پشت و پناهتون تا همیشه... دستش رو سرتون ..

فردا امتحان گرامر دارم.. چقد بدم میاددد ..الان دوستم اس داده که هستی بیام با هم بخونیم؟؟ این یعنی تا بعد از ظهر نیستم..

صبحانهچای سبز
میان وعدهیه لیوان شیر عسل دارچین زنجفیل+ سیب(170)
ناهار50 گرم پلو+50 گرم سینه ی مرغ+اسفناج پخته+یه ق ماست(290)
عصرونهیه برش هندونه(20)+ 3تا دونه توت فرنگی(12)+5 گرم شیرینی خشک!!(60)+5 تا دونه شکلات سنگی که دوگرم هم نشد!!!(40)
شام50 گرم بربری+5 گرم پنیر+یه گوجه کوچیک(160)
مکمل + نوشیدنیلووتیروکسین+اکوفان+پریم رز +دو تا چای سبز+دو چای سیاه+ 7 لیوان آب
ورزشنیم ساعت رقص و طناب و ورجه وورجه
کالری دریافتی752

 مایا جونم..هرجا هستی خدا پشت و پناهت...زودی برگرد..کامنتدونیت نصفه باز میشد نمیشد کامنت بزارم.

11 اردی بهشت

سلام دوست جونام...

صبحتون به خیر..روز خوشگلی رو براتون آرزو میکنم...

الان داداشم زنگیده که ناهار میاد پیشم و ازم مرغ ترش خواست..گفتم ای به چشممم خواهر جون فدااات شه... بعد زنگ زدم به آبجی و بابایی هم که ناهار بیان. اخه مامانم رفته تهران پیش اون یکی آبجیم... الان من دلتنگ مامانیم هستم..چه معنی داره شوهر کردن یه شهر دیگه هی باید مامانمونو نصف کنیم؟ هی باید دلواپس راه دوری ها باشیم؟

پارسال به شوهرم شیراز و مشهد رو پیشنهاد دادن با شرایط توووپ...یه ماه شوشو رو مخم بود که بریم گفتم نچ!!!! مگه من چقدر زنده هستم که بخوام از خونوادم دور باشم؟!!

====================

این چند روز هم به شدت دپرس بودم و عصبی!! جمعه صبح ، استاد جان چنان حالی ازم گرفت، چنان قلمبه ایی بارم کرد که اون سرش ناپیدا!! بیخود و بی جهت!! هر جمعه بد اخلاق میاد سر کلاس و به یکی گیر میده!! این دفعه نوبت من بود!!! یکی از بچه ها چرت پرسید گفتم هیس الان استاد عصبانی میشه!! فقط همین رو گفتم!! اونم یک بی ادب بازی دراورد که اون سرش ناپیدا!!

البته نیم ساعت نشد که پشیمون شد و حالا هی صدام میکرد!!! وقتی به اسم صدام میکنه چندشم میشه!!!

همون لحظه گفتم گور بابای درس  کیف و کتابمو گرفتم که برم بچه ها نزاشتن و خودشم پررو بهم میگه چقد بی جنبه ایی!!!!!

امروز صبح چهارتا فحش به خودم دادم و یه ذزه سر خدا نق زدم و باهاش دعوا کردم...

خدا جونم اروم و صبور گوش میکرد...غرغرام که تموم شد باهام حرف زد...میترا خانومی..یه کم صبر، یه کم تحمل...تو بنده ی منی...شاهکار آفرینشم...دستت رو گرفتم محکم.. ولت نیمکنم..همه جا پشت سرتم..

قربونت برم خدا...

=================================

شما خدا رو چه جوری تصور میکنین؟؟ استاد معارفمون میگفت نباید خدا رو تصور کرد..شرکه..گناهه..

ولی خدای خودمه..دوس دارم تصورش کنم..

خدای من یه کلاه لبه دار سیاه رو سرشه و یه بارونی بلند سیاه پوشیده..یقه های بارونیش رو تا گردنش کشیده بالا...همیشه هم زیر بارون ایستاده... هر وقت شب بارون میباره میرم رو بالکن...نگاه میکنم به تیر چراغ برق...رقص قطره های بارون زیر نور.. خدا بهم لبخند میزنه...

همیشه سر نماز حس میکنم خدا نشسته رو یه صندلی رو به روم یه کاغذ و قلم دستش و نمره میده به نمازم...ووووی خداااا عاااشقتممممم.... مرسی برا همه چی...برا اینکه تنهام نمیزاری....

صبحانهچای سبز
میان وعدهیه لیوان شیر عسل دارچین+10 گرم گردو(200)
ناهار5 تا قاشق سبک پلو +یه کم سینه ی مرغ و سه ق سبزیش+یه کاسه ماست و خیار(450)
میان وعدهیه پشمک لقمه +چای(100)
شامیه خیار+کلم بروکلی(20)
مکمل و نوشیدنیویتامین E+لوو تیروکسین
ورزشنیم ساعت تردمیل(200 کالری سوخت)+ یه ساعت و نیم بازار گردی
کالری دریافتی770

چقد تصوراتتون خوشگل بود...ممنونم از جواباتون..فکر کنم تنها پستی بود که اینهمه خصوصی داشت!! ای کاش عمومیش کرده بودین..خدا جونتون خیلی ناااز بود.....


10 اردی بهشت

اردی بهشت...عاااااشقتمممممم(با حس زنی بخونید که سرش رو از شیشه ی ماشین اورده بیرون،موهاش رو باد پریشون میکنه، داد میزنه اردی بهشتتتتتت..عااااشقتممممممم)

صبحانهچای سبز
میان وعدهیه لیوان شیر+عسل و دارچین و زنجفیل(130)
ناهار60 گرم پلو+ قیمه رژیمی(بی روغن)+ترشی +5 تا دونه سیب زمینی سرخ شده(250)
میان وعدهچای
شام2تا قاشق قیمه پلو +60 گرم نون رژیمی امگا 3 (300)
مکمل +نوشیدنیلووتیروکسین+کلسیم منیزیم
ورزش35 دقیقه تردمیل(250 کالری سوخت)+ دو ساعت و نیم بازار گردی
کالری دریافتی680



وزن شروع:73.900
وزن پایان:72.300
شنبه1 شنبه2شنبه3شنبه4شنبه5 شنبهجمعه
کالری دریافتی7406807701000900790865
ورزشنیم ساعت تردمیل (230 )35 دقیقه تردمیل(250)30 دقیقه تردمیل(200)نیم ساعت رقص40 ذقیقه پیاده روییه ساعت پیاده روی معمولیحرکت پهلو
کالری باقی مانده48634183342324231523743بدهکار شدم!!
 **کالری دریافتی روزانه برای یک کیلو کاهش در هفته بدون ورزش = 800 **

9 اردی بهشت

صبحانهچای سبز
میان وعدهعسل و دارچین(20)+20 تا نخود(100)
ناهار100 گرم بیج بیج پلو (پلو+سیب زمینی+گوشت چرخی) +ترشی کرفس(220)
میان وعدهچای+دو تا پشمک لقمه ایی(200)
شامیه کاسه آش ماست(200)چه آش مزخرف و چرتی بود!!! حبوباتشم نخوردم!!
مکمل و آبلووتیروکسین+کلسیم جوشان+امگا3+ 3 تا چای+3 تا چای سبز+7 لیوان آب
ورزش30 دقیقه تردمیل، 230 کالری سوزوندم
کالری دریافتی740

دلم براتون یه ذره شده...وباتون رو بدو خوندم..تا چهارشنبه باید جبران کنم عقب موندگی های درسیم رو. دوستون دارم زیاااااد....


8 اردی بهشت

سلام..

ببخشید نتونستم براتون کامنت بدم ولی همه تون رو خوندم. میام گزارش میدم ولی یه خورده کمرنگ میشم..

صبحانهعسل و دارچین(20)
میان وعده10 گرم پنیر+40 گرم بربری(130)
ناهار200 گرم پلو مخلوط با سیب زمینی و گوشت چرخی+ترشی گل کلم(440)
میان وعدهچای+یه پشمک لقمه ایی+10 تا شکلات سنگی(150)
شامسالاد (کرفس- خیار-گوجه-کاهو- روغن زیتون)(120)
مکملپریم رز+لووتیروکسین
ورزش
کالری860


7 اردیبهشت

سلام بچه ها...ظهرتون به خیر

تازه اومدم خونه...پسرمم از خونه مامان زنگیده که میخواد بیاد خونه چون بازی جدید نصب کرده!!هر چی گفتم باش اونجا من یه کم درس بخونم گفت نه!! میام توو اتاقم و با شما کاری ندارم!!

اخه این فسقلیه من همش باید دهنش بجنبه!! دائم باید بهش سرویس بدم. اگه من نیارم براش خودش میره و اشپزخونه رو به گند میشکه و دایم در حال بدو بدو کردنه!! کلا راه رفتن بلد نیست!!! پاهاشم یک تب تب صدایی میده که نگووووو!!!

داداششم که رفته مشهد اردو و فردا بر میگرده...میخواد تا داداشه نیس حسابی از کامی استفاده کنه!!!!

صبحانهآب دارچینی +پم پم !!!
میان وعدهیه کم پشمک +یه کم برنجک!
ناهارنصف نودل با یه فسقل تن ماهی
میان وعدهچند تا دونه شکلات سنگی+چای+ابنبات رزیمی یه دونه
شامنصف نون باگت با یه برگ کالباس و یه دونه خیارشور
خونه مامان: یه فسقل ماهی(اصلا بدنم نفهمید!)+ یه قاشق قورمه سبزی+یه ق لوبیا پلو+ دو ق الویه+دو لقمه نیمرو در کره!+ دوغ+ سبزی خوردن+یه کاسه ماست خوری سوپ+یه بادمجون سرخ شده+مقادیری نان!!!
ویتامین و آبلوو تیروکسین +اکوفان
ورزشیه تکون ندادم به خودم!! ولی توو رختخواب ورزش پهلو رو انجام خواهم داد!!!
کالری دریافتی
 آخیش دلم تنگ شده بود واسه جدول بازی!!!

این آب دارچینی هم قصه داره!! دارچین رو ریختم توو اب جوش بعد چند دیقه خواستم عسل بریزم توش که دیدم هی وای من!! عسل نداریم!!! واسه همین اب دارچینی رو زدم بالا!!! خواستم نون پنیر بخورم که دیدم نون هم نداریم!!! یه چند روز خونه نباشی همینه دیگه!!!!

میان وعده ام رو داشتین؟؟ همکلاسیم اورده بود. منم دو تا انگشتم رو کردم توو بسته و یه پیچ دادمو هر چی اومد بالا خوردم!

==============

داشتین خونه مامان رو؟؟؟ آقا من مث بچه ی ادم شاممو ساعت 8 خوردم، نیم ساعت بعد مامان زنگید که چرا نمیاین؟؟ گفتم مگه باید بیاییم؟؟!!! چون پسرم اومده بود خونه فکر کردم دیگه شام نمیریم اونجا! رفتم دیدم هی وای من غذا چه خبره رو گاز!!!! دلم واسه بابام سوخت که باید اینهمه دیگ و تابه بشوره!! نه که مامان خانوم دست به سیاه و سفید نمیزنه!!

خلاصه در راستای پرخوری یه هفته ایمون اینا رم زدم به بدن!!!چون دقیقا از 5 شنبه اون هفته غول درونم به قول یلدایی بیدار شد تا امروز یک هفته ام کامل شد!!!

ایشالله از فردا خاااانووووم میشم... وقتی هم که به خودم قول بدم رد خور نداره!!!

6 اردیبهشت

سلام دوستای گلممم ...من 5 صبح رسیدم خونه و تا الان خواب بودم. هنوز صبحونه نخورده اومدم نشستم اینجا!! فرحیم گفت که شادزی خداحافظی کرده و...

اومدم به امید اینکه برگشته باشه..که دیدم کلا وبش رو حذف کرده!!! دلم خیلییی گرفت...خیلییی....

برمیگردم دوباره...

=====================

ساعت 17.41

یه تخم مرغ پزوندمو خوردمو خوابیدم تااااا الان!!!!

این چند روز به شدت مشغول خوردن بودم. اصلا به رژیم و کالری هم فکر نکردم. هر چی دلم خواستن خوردم اونم نه یه ذره ، دو ذره!! فراووون!! هر روز بستنی، پفک، شیرینی،...(بسه دیگه میترا، بدآموزی داره هااا!!)

برام لازم بود یه کم بزنم به خط بی خیالی تا وزنم بره بالا و دوباره آدم شم!!!البته خیلی هم بالا نرفته!!! پررو شده این بدن جان!!!

=============================

اینقد دلم برای اینجا تنگ شده بود که نگوووو..البته از فرح جونم حال و احوالتنون رو میپرسیدم..شبی که از قرار برگشتیم هم دلم طاقت نیاورد و با گوشیم خوندم وب بچه های حاضر رو..همشم میگفتم کاش خودم بودمو حساااابی از اون روز مینوشتم..حالا دیگه یه چند روز گذشته و دیگه شماها همه خوندنیها رو خوندن و شنیدنیها رو هم شنیدین...

آنا جووونم به شدت جات خالی بود...و همونجا قرار گذاشتیم که اومدی ایران ، همو ببینیم..یعنی عکسها رو هم به عشق تو انداختیم. چون میدونستیم که چقدر دلت میخواست با ما بودی..و همشم سفارشمون کردی که عکس یادمون نره..

نکستی جونم مامان شانونت رو بوسیدم ولی یادم رفت از طرف تو فشاااارش بدم...از دست این فرحی که تا منو دیدی هی فشار داد..گفت این از طرف ملودی...این از طرف آنا..این از طرف ....

منم فشارش دادم از طرف فوفوری..از طرف.....

بچه ها دلم یه جورایی گرفته...احساس میکنم نوشته هام یه جوریه...هر چی میخوام یه ذره دوز شیطنت بهش بدم،نمیشه!! اخه چرا شادزی؟؟ ولی هرجا که هستی شاد باشی و خوشبخت و شادزی...توو امتحانت هم موفق باشی و دونه دونه ی آرزوهات رو عروس کنی.....

بیام بهتون سر بزنم ببینم چه کردین...

=================

ساعت 19.50 !!! تا حالا داشتم به بچه ها سر میزدم..امیدوارم پیش همتون اومده باشم!! حالا برم یه کم بدرسم که همه تعطیلن این سه روز  و من باید برم یونی!!! 

یه هفته خوردمو خوابیدم حالا که برگشتم دوباره مصیبتها شروع شد!!!!!


31 فروردین

سلام دوست جووووونامم....دلم تنگیده واستون اساسی...

میگما امروز حساااابی خوردم...حساااابی....

یکی از استادام که تازه امروز قسمت شد همو ببینیم، موقع حضور و غیاب بهم گفت:شما ترم قبل شاگرد من بودید؟ منم گفتم بله! گفت خیلی عوض شدی. وزن کم کردی؟؟ منم با میلی یه سری تکون دادم هم به علامت بله هم به علامت اینکه بسه، دیگه ادامه ندید لطفا!!!

بعد که موقع تحوبل دادن کارا شد یکی یکی اسم میخوند میرفتیم جلو گزارش رو تحویلش میدادیم. به من گفت رژیم گرفتی؟ چرا اینکارو کردی؟ صورتت دیگه بشاش نیست و انگار صورتت مرده است...!!!!!گفتم اساد از 8 صبح دانشگام و الان ساعت دو بعد از ظهره!! خب خستگی تاثیر میزاره رو چهره!!

بعد ناراحت و افسرده و درب و داغون، نشستم سرجام!! دوستم گفت چته؟ چی گفت استاد.؟ منم براش تعریف کردم. گفت میترا یکی دیگه از استادامون (استاد مرد) به ما گفته میترا صورتش کوچیک شده. چرا اینکارو کرده با خودش!!! من بازم دپرستر شدم!! بعد ادامه داد که فلان همکلاسیمون(پسر) گفته میترا مریض شده که اینقد وزنش کم شده؟!!! میگه ما گفتیم نه. پسره میگه برا زیبایی رژیم گرفته؟ اینام میگن اره! بعد پسره ی بی شعوررررر میگه اونجوری که قشنگتر بود!!!

بچه ها اینقد به اعصابم فشار اومد  که وسط کلاس، اشکام گوله گوله میریخت..خیلی ناراحت شدم... خیلیییی..من خودم اعتماد به نفسم صفر!! دیگه حسابی بهم ریختم...

اومدم خونه مامان شروع کردم به خوردن!!! دو تا کفگیر سرخالی پلوی بی روغن...یه بادمجون سرخ شده و شاید 100 گرم ماهی با سبزیش.یه قاشم گوشت چرخی.

بعد رفتیم ارامگاه دو تا شکلات با یه شیرینی خشک کوچیک اونجا خوردم. بعد رفتیم یه سر به خاله ام بزنیم یه قاشق الویه و یک پنجم نون باگت با یه چای و یه ق م حلوا خوردم.

بعدم شام رفتیم خونه مامان و یه کفگیر ماکارونی خوردم با ته دیگ نون لواش. اندازه یه نعلبکی ته دیگ خوردم!!! یه لیوااان نوشابه هم خوردم.  دو ق هم کوبیده ی ابگوشت رو خوردم .همش بدون نون.

که برای فردا صبح که با همون استاد اقایی که دربارم اظهار نظر کردن کلاس دارم، رنگ و رو پریده نباشم!!!!

==============

دوست جونیام من تا دو شنبه نیستم. صبح میرم دانشگاه تا ساعت یک کلاس دارم بعد بدو بیام خونه که ساعت 2 ماشین میاد دنبالم که برم تهران. به احتمال زیاد یک شنبه ی صبح برمیگردم.

مواظب خودتون باشین حسااااابی..هوای همدیگه رو داشته باشین... دلم براتون تنگ میشه زیااااد....دوستتون دارم.....