سلام دوست جونام...
صبحتون به خیر..روز خوشگلی رو براتون آرزو میکنم...
الان داداشم زنگیده که ناهار میاد پیشم و ازم مرغ ترش خواست..گفتم ای به چشممم خواهر جون فدااات شه... بعد زنگ زدم به آبجی و بابایی هم که ناهار بیان. اخه مامانم رفته تهران پیش اون یکی آبجیم... الان من دلتنگ مامانیم هستم..چه معنی داره شوهر کردن یه شهر دیگه هی باید مامانمونو نصف کنیم؟ هی باید دلواپس راه دوری ها باشیم؟
پارسال به شوهرم شیراز و مشهد رو پیشنهاد دادن با شرایط توووپ...یه ماه شوشو رو مخم بود که بریم گفتم نچ!!!! مگه من چقدر زنده هستم که بخوام از خونوادم دور باشم؟!!
====================
این چند روز هم به شدت دپرس بودم و عصبی!! جمعه صبح ، استاد جان چنان حالی ازم گرفت، چنان قلمبه ایی بارم کرد که اون سرش ناپیدا!! بیخود و بی جهت!! هر جمعه بد اخلاق میاد سر کلاس و به یکی گیر میده!! این دفعه نوبت من بود!!! یکی از بچه ها چرت پرسید گفتم هیس الان استاد عصبانی میشه!! فقط همین رو گفتم!! اونم یک بی ادب بازی دراورد که اون سرش ناپیدا!!
البته نیم ساعت نشد که پشیمون شد و حالا هی صدام میکرد!!! وقتی به اسم صدام میکنه چندشم میشه!!!
همون لحظه گفتم گور بابای درس کیف و کتابمو گرفتم که برم بچه ها نزاشتن و خودشم پررو بهم میگه چقد بی جنبه ایی!!!!!
امروز صبح چهارتا فحش به خودم دادم و یه ذزه سر خدا نق زدم و باهاش دعوا کردم...
خدا جونم اروم و صبور گوش میکرد...غرغرام که تموم شد باهام حرف زد...میترا خانومی..یه کم صبر، یه کم تحمل...تو بنده ی منی...شاهکار آفرینشم...دستت رو گرفتم محکم.. ولت نیمکنم..همه جا پشت سرتم..
قربونت برم خدا...
=================================
شما خدا رو چه جوری تصور میکنین؟؟ استاد معارفمون میگفت نباید خدا رو تصور کرد..شرکه..گناهه..
ولی خدای خودمه..دوس دارم تصورش کنم..
خدای من یه کلاه لبه دار سیاه رو سرشه و یه بارونی بلند سیاه پوشیده..یقه های بارونیش رو تا گردنش کشیده بالا...همیشه هم زیر بارون ایستاده... هر وقت شب بارون میباره میرم رو بالکن...نگاه میکنم به تیر چراغ برق...رقص قطره های بارون زیر نور.. خدا بهم لبخند میزنه...
همیشه سر نماز حس میکنم خدا نشسته رو یه صندلی رو به روم یه کاغذ و قلم دستش و نمره میده به نمازم...ووووی خداااا عاااشقتممممم.... مرسی برا همه چی...برا اینکه تنهام نمیزاری....
| صبحانه | چای سبز |
| میان وعده | یه لیوان شیر عسل دارچین+10 گرم گردو(200) |
| ناهار | 5 تا قاشق سبک پلو +یه کم سینه ی مرغ و سه ق سبزیش+یه کاسه ماست و خیار(450) |
| میان وعده | یه پشمک لقمه +چای(100) |
| شام | یه خیار+کلم بروکلی(20) |
| مکمل و نوشیدنی | ویتامین E+لوو تیروکسین |
| ورزش | نیم ساعت تردمیل(200 کالری سوخت)+ یه ساعت و نیم بازار گردی |
| کالری دریافتی | 770 |
چقد تصوراتتون خوشگل بود...ممنونم از جواباتون..فکر کنم تنها پستی بود که اینهمه خصوصی داشت!! ای کاش عمومیش کرده بودین..خدا جونتون خیلی ناااز بود.....