سلام..صبحتون به خیر...روزتون قشنگ...
روز من که خیلییی قشنگ شروع شد!!!
صبح پسرا رو راهی کردمو رفتم دنبال مصیبتهای جدید د.و.ل.ت که پزشک خانوادست!!! مدارک و دفترچه ها رو زدم زیر بغلمو رسیدم به درمونگاه.
دختردایی خانوم رو پزشک خانواده معرفی کردمو به عنوان دشت سرصبحش یه ازمایش تیروئید گفتم برا پسرمم بنویسه.
بعدشم رفتم کتابفروشی که عااااشقشم یه چند تا خودکار و مداد پاک کن واسه خودم خریدم. بعدشم رفتم مدرسه پسر کوچیکه هزینه ی اردویی که میخوان ببرنشون و روز معلم و جشن پایان سال رو دادم.
داشتم میمومدم خونه که حس کردم یکی میخواسته رد شه ولی دیده من دارم میرم توو کوچه اونم اومد!!! ترجیح دادم برم توو مغازه عطاری بلکه تشریفش رو ببره!
یه کم خاک شیر خریدمو اومدم بیرون دیدم مردک هنووووز ایستاده!!! جلوتر از اون یه مردک دیگ هم توو کوچه بود که به نظر شخیص تر از اولی میومد!!!
بالاخره پا تند کردمو خدا رو شکر رفت و امد توو کوچه اون لحظه زیاد شد. کلید انداختم در رو باز کردم و پریدم توو خونه خواستم در رو ببندم دیدم یکی داره در رو هل میده!!!!
نفسم بند اومد!!!! طرف اومد توو حیاط!!! منم شوکه دارم نگاش میکنم!!! نه جیغی نه حرکتی!!!مات و مهبوووووت!!!
گفت ببخش خانوم!۱ نترس!! فقط یه سوال بپرسمو برم. متاهلی یا مجرد؟؟(طبق معمول!!)
گفتم متاهلم بفرما بیرون!!گفت به خدا من خیلی ادم محترم و اسم و رسم داری هستم. الانم باید توو شرکتم باشم ولی از صبح که در خونه رو بستی منم داشتم میرفتم سرکار ولی دنبالت اومدم تا همین الان!! ماشالله اینقدم تند میرفتی که بهت نمیرسیدم!!!
شاغلی؟؟ گفتم نه خیر بفرما بیروووون!!!! گفت بیا توو شرکتم کار کن. حقوق خیلیییبییی خوبی میدم. گفتم شوهرم دوس نداره کار کنم. باز این خیلییییی رو غلیظ تر کرد!!! پول خیلیییی خوووبببب!!!
گفت پس شمارم رو داشته باش. گفتم لازم ندارم. گفت هرکاری بخوای میکنم. هر مشکلی داشته باشی من هستم.
گفتم به سلااامت..حالا گیر داده بود که دو دیقه کارت دارم و حتما بهم زنگ بزن!!! خلاصه دکش کردم!! ولی خیلییی ترسیدم!!! میگم اگه کاری میکرد چی؟؟؟ اگه اتفاقی میفتاد چی؟؟
من چقدررر توو این لحظه ها بی دست و پامممممم!!!
رژیم نوشت : دیروز عصرونه رفتیم باغ خواهر شوهری. شوشوش شیراز بود و کلی جیزجات سوغاتی اورده بود که خوردیم. شامم رفتیم فست فود. وزن امروزمم!!! فاجعه!!!!
| عنوان |
سقف کالری |
خوردم |
کالریش |
باقیمانده |
| ناشتا |
۳۰ |
ـــــــــــ |
۰ |
۳۰+ |
| صبحونه |
۱۵۰ |
ــــــــــ |
۰ |
۱۵۰+ |
| ساعت ۱۰ |
۱۰۰ |
دو تا کیوی |
۷۵ |
۲۵+ |
| قبل از ناهار |
۵۰ |
ناخونک به مواد کیک |
100 |
50_ |
| ناهار |
۳۰۰ |
کباب تابه ایی+دو ق پلو |
300 |
0 |
| عصرونه |
۱۰۰ |
کیک |
۲۰۰
|
۱۰۰ـ
|
| شام |
۲۰۰ |
سبزی کوکو |
۲۰۰ |
۰ |
| میوه |
۱۰۰ |
موز |
۷۰
|
۳۰ـ
|
| سهمیه آزاد |
۵۰ |
کیک |
۵۰
|
۰ |
| ناخونک |
۵۰ |
بازم کیک!! |
۵۰ |
۰ |
| مکمل |
ویتافیت |
|
|
|
| مجموع |
۱۱۳۰ |
|
۱۰۴۵ |
|
| فعالیت |
۳۰ دیقه پیاده روی تندصبح |
دو ساعت بازار گردی غروب |
انجام شد |
|