سلام دوست جونیاممم...

امروز مااااااه بودممممم تا الان که بودم!!! حتما بقیه اش هم خواهم بود!!!

صبح داشتم میرفتم دانشگاه یکی از دوست جونام که از پارسال با هم شروع کردیم به رژیم و  پیاده روی دیدمش. اون یک کیلو هم کم نکرد هیچچچچچچ ۶ کیلو هم اضافه کرد و به سلامتی ۳ رقمی شد!!

فامیلمونم میشه...هی میگفت میتراااااا عاااااشقتممممم....چیکار کردی با خودت. چقدددددر خوب شدی و همه حرف تورو میزنن توو فامیل و از این چیزا!!!

گفتم ازاده جون این فامیل که خفه کردن منو!!! هی میگن چقد زشت شدی!!! چقد فلان شدی!!! اونم گفت غلطططط کردن همشون حسودن!!!

یه دفعه زنعموش رو دیدیم!!! گفت واااای چرا اینجوری شدی تو!!! اصلن از پشت نشناختمت!!!(این فامیل ما از پشت هم میشناسنت!!!) پررو پروو گفت یه ازمایش بده ببین کبدت سالمه؟!!!! از بس که رنگ و روت زرده و پریده!!!!!!خدا کنه کبد پیوندی نشی!!!!!!!!!!!!!!!

منم تمام مدت فقط یه لبخند زدم!!! ازاده گفت زنعمو خودت که همش دنبال این بودی ببینی میترا چیکار کرده؟؟؟ پس ازش نپرسم؟؟؟ ولش کن یه وقت خدای ناکرده شمام کبدت از کار میفته!!!!

میبینین ملت ما رو؟؟؟ دلشون میخواد جای تو باشن ولی جلو روت چی میگن!!!! چقدر حسودن اخه!!! چقدررررر!!!

حالا این حسادت رو هرکی یه جور توو یه زمینه ایی نشون میده!!! حرف و رفتار هیچکسسسسس نباید برامون مهم باشه. زندگی فقططططط خودت...

اول خودت دوم خودت و سوم هم خودتتتتت...طول کشید تا به این نتیجه برسم!!!

وزن ثابت: ۶۸.۳۰۰

سوتی امروز:

همون استاد:  مثلا اونایی که توو پادگانن سر ساعت مشخص با صدای زنگ خود به خود پاهاشون میره بالا!!!!

همون دانشجو: (با لحنی پر از ناز و عشوه): استاااااااااد ؟محرکشون چیه که پاشون خود به خود میره بالا؟

همون استاد: تو چون پسر نیستی نمیتونی محرکشون رو درک کنی!!! کلاس تموم شد از پسرا بپرس!!!!

بقیه دانشجوها:در حال خفه شدن!!!

همون استاد: لبخند مرموووووز!!!

همون دانشجو: خنگوووول!!! از بغل دستی دنبال محرک !!!!

یعنی میشود روزی برسد که این استاد این دانشجو را بگیرد و ناز و عشوه های این دانشجو تمام شود/؟!!!!