10 فروردین 91
به کی بگم اخه؟!!!! میخواااامممم.....
وزن امروز صبحم 76.400 !!! چرا اخه؟ یکی منو توجیه کنه!!! فکر کنم این کیوی خوردن و اون معجون عسل و دارچین باعث این سوخت و ساز خوشگل شده!!!
| صبحانه | یه فنجون دارچین و عسل(30) |
| میان وعده | یک سوم هویج(هی میچسبید توو گلوم)+دو تا خرما(45) |
| ناهار | 150 گرم برنج مخلوط با سبزیجات+50 گرم ماست(230) |
| میان وعده | یه سیب(60)+کیوی(50)+اجیل(100) |
| شام | دو ملاقه خوراک لوبیا+دو کف سنگک+سبزی خوردن(350) |
| نوشیدنی | 5لیوان آب+سه لیوان چای |
| ورزش | 48 دیقه تردمیل،4.800کیلومتر(350 کالری فووووت!!)+ دو ساعت پیاده روی |
| کالری دریافتی | 865 |
دیروز تولد بودیم، موهای پسر کوچیکه رو از رو پیشونیش زدم کنار(موهاش لخته همش رو چشاشه)، یهو دیدم وووی ابروش نیس!!! یه طرف ابروش! شوکه شدم!!گفتم حسام؟؟؟ بچم یهویی مظلوم شد گفت مااادر اخه خیلی پرپشت شده بود!!!!! بیشرفففففف...
==============
یکی از مهمونا بهم گفت میترا جون چقدررر لاغر شدی، از پارسال که دیدمت خیلی تغییر کردی. رژیم گرفتی؟ به منم یاد میدی؟؟ 6 ساااعت نشستم براش روضه خوندم و کلی کالری یادش دادم! بعد که بساط عصرونه چیده شده به خدا یه بشقاب پر سالاد ماکارونی کشید با حدود 4 تا کف دست کوکوی مرغ، با سس قرمز که فیش خاالی کرد روش، یه بشقاب دیگم سالاد فصل که روش کلی هزار جزیره خالی کرد، با یه لیوان پر نوشابه که چند بار دیگم پرش کرد!!
کیک تولد رو خورد، سهم بچشم خورد، دوباره رفت اشپزخونه کلی خورده کیک ریخت برا خودش!!! اینقده دلم سوخت..خودمم قبلا باکیک تولد همینجوری حال میکردم. انگشت میکشیدم به خامه اش، همچین میخوردم که بیا و ببین....
====================
با مته رفتم رو اعصاب شوشو که منو ببره چالوس!! ببینم موفق میشم یا نه!!
موفق نشدم!! با حوصله تر از این مته های منه!!! قول داد فردا بریم ولی شب برگردیم! پیففففففففففففففف!!!