9 فروردین 91
الان همه چیز مهیاست.. هم بارون میباره..هم اسمون گرفته و ابریه...فقط یه همپا میخوام ...آنا، اون پلیسه رو بفرست اینور!!!!
=======
اینقد غر غر کردم یادم رفت وزنم رو بگم!! وزن امروزم 77.100 بود. یعنی میشه یه روز برسم به رنج 60؟؟؟
================
ساعت 12 ظهر مامان یادم انداخت که بعد از ظهر تولد دعوتم!!! خودم یادم رفته بود. بدو رفتم حموم .موهامم سشوار شده و امادست. میخواستم ناهار نخورم. ولی ترجیح دادم بخورم تا گرسنه برم تولد و حمله کنم به غذاها!!! تولدش نیمه خصوصیه و حال میکنم با این دوستام که فقط دوستاشون رو دعوت میکنن نه عمو و عمه و خاله قزی ها رو!!!!
برگشتم گزارش خواهم داد...
آنا بخورمتتتتت که هی منو میبری توو هپرووووت...
===============
راستی من بعد از ورزش عدد 76.900 روهم رویت کردم!!! باز عادت کردم به فرت و فرت وزن کردن!!! البته خوبه هاا. انگیزه میده بدجور!!
| صبحانه | یه فنجون عسل و دارچین(30)...فوفوری جووونم |
| میان وعده | سیب(80) |
| ناهار | 50 گرم برنج+20 گرم گوشت+یه ق روغن و سیب زمینی و هویج+50 گرم ماست(220) |
| میان وعده | تولد: یه شکلات پشمکی+یه شیرینی کوچولوی نخودی+یه چنگال کیک+یه کیوی+سالاد+یه گاز کوکوی مرغ+10 تا اجیل(400) |
| شام | مهمونی: یه برش کیوی+10 تا آجیل+یه پولکی(200) |
| ورزش | 54 دیقه تردمیل، 5.400 کیلومتر(400 کالری فوووت!!) |
| کالری دریافتی | 930 |
به خدا همش میگفتم نخور دختررر بعد باید بری هی روشو قرمز بکشی هی حرص بخوریااااا!!! همش کووفتم شد!!!
نمیدونم کالریها رو درست گرفتم یا نه؟