ووووی...دیروز خیلی بد بودم..خیلییی....

تا ساعت ۵ ماااه بودم...بعدش با ابجی و زنداداش رفتیم بیرون..

بهشون گفتم دلم " وحشی خوری " میخواد!!!

دقیقا از همین عبارت استفاده کردم!!!

و دیگه از هرچیزی بگین خوردم...بلعیدم...

ولی هیچ تاثیری توو حس و حالم نداشت...

ولی یه چیزی حالمو خیلی خوب کرد....اینکه پسر کوچولویی که توو ساندویچی میخواست بهم کارملا بفروشه..گفت خاله کارملا میخری؟؟

گفتم اره عزیزم...پرسیدم ساندویچ میخوری؟؟ گفت اره..خاله میشه نوشابه هم بخورم؟؟

الهی قربونش برممممم....چقد حالمو خوب کرد....مرسی خدا جونممممم..مرسی که گاه و بیگاه این بچه های معصورم رو میزاری سر رام تا من هزاااااار بار شکرت کنم..

به خاطر سلامتیم...به خاطر داشته هام...نداشته هام...شکرت خدا جونممم..

عاااشقتم...