سلاااام...

وووووی چه حسی از این بهتر که کلااااس تعطیل شه؟؟!!!

قدم زنان بیایی خونه...

بعد یه چای عسل درست کنی...داااااغ...بری پشت پنجره...بارون رو تماشا کنی..

ریز ریز و سوزنی داره می باره...با شیطنت لای پنجره رو باز کنی..یه کوچولو...که باد بخار چای رو به رقص دربیاره...

نگاه کنی به کوچه ی خیس....

مردمی که با سرعت میگذرن...نمیدونم چرا فلسفه ی پاییز و بارون رو درک نمیکنن؟..

یه چتر نایلونی خریده بودم جند روز قبل..از اینایی که نایلون بیرنگه..ولی حاشیه اش و دسته اش صورتی تند و خوشگله..

صبح بازش کرده بودم که حالشو ببرم و ایضا دل مردم رو آب کنم که دیدم هی واااای من...درزاش باز شده!!!

امروز ببرم بکوبونم توو فرق آقاهه!!!

 

هندی نوشت:  عاقا!!! این داره میاد خونمون!!! پسر هندیه!!! میگه اگه بیام ایران میتونم بیام خونتون بعنوان مهمان؟؟ ایرانیها مهمان دوس دارن!!!!

رژیم نوشت: از روزی که آش خوردم کمی خراب!! ولی از امروز دوباره !!!