تولدت مبارك فرحي من...
ﺧﺪﺍﯾـــــــــــــﺎ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺷﮑﺮ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺑﺎﻟﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺻﺒﺤﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﺒﻮﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﻧﺴﺒﺘﺶ ﺩﺍﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﮐﻮﺭ ﺷﺪ ﻭ ﻣﻘﺼﺮ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ؛
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ...
سلااام و صبح به خير ..اميدوارم هفته ي خوبي رو پيش رو داشته باشيم...
امروز مدرسه ي پسر كوچيكه جشن غذاست..منم پاي سيب درست كردم ببرم..واسه همين امروز دانشگاه نميرم. حالمم هنوووز خوب نشده. سه هفتست سرما خوردم. گلوم به شدت متورمه و دردناك!!!!
امروز دهه ي سوم رژيمم تموم شد. و من از 75.100 رسيدم به 71.900 .
سه كيلو توو اين يه ماه كم كردم. خيليي راضي بودم.با اينكه هي كم اوردمو هي گريز زدم! بازم به هدفم كه همون ماهي 3 كيلو بود رسيدم. ايشالله بتونم اين ماه رو هم با 3 كيلو كاهش ببندم...
---------------------------
حالا برسيم به قسمتاي خوب خووووب..
امروز تولد فرح بانوي وبلاگستانه.. دوست خيلييي عزيزم..كه خيلي هم دوسش دارم..
فرح جونم..برات بهترين ها رو ارزو ميكنم.. اميدوارم هميشه تنت سالم باشه و دلت شاد...تولدت خيليييي مبارك باشه عزيز جون خودمممم....
سلااام و صبح به خير ..اميدوارم هفته ي خوبي رو پيش رو داشته باشيم...
امروز مدرسه ي پسر كوچيكه جشن غذاست..منم پاي سيب درست كردم ببرم..واسه همين امروز دانشگاه نميرم. حالمم هنوووز خوب نشده. سه هفتست سرما خوردم. گلوم به شدت متورمه و دردناك!!!!
امروز دهه ي سوم رژيمم تموم شد. و من از 75.100 رسيدم به 71.900 .
سه كيلو توو اين يه ماه كم كردم. خيليي راضي بودم.با اينكه هي كم اوردمو هي گريز زدم! بازم به هدفم كه همون ماهي 3 كيلو بود رسيدم. ايشالله بتونم اين ماه رو هم با 3 كيلو كاهش ببندم...
---------------------------
حالا برسيم به قسمتاي خوب خووووب..
امروز تولد فرح بانوي وبلاگستانه.. دوست خيلييي عزيزم..كه خيلي هم دوسش دارم..
فرح جونم..برات بهترين ها رو ارزو ميكنم.. اميدوارم هميشه تنت سالم باشه و دلت شاد...تولدت خيليييي مبارك باشه عزيز جون خودمممم....
----------------------------------------------------
يك شنبه نوشت: صبحتون بهخير ...روزتون قشنگ.. منتظرم طبقه پايينيا بيدارشن تا من كوزت شم!!!!
ديروز جشن غذاي به خوبي و خوشگلي برگزار شد. ميگماااا ما چه مردمي داريم خداييش!!! غذا براي بچه ها بود و به ترتيب كلاسا رو مياوردن توو حياط تا بچه ها يه پولي بندازن توو قلك و غذا بگيرن.
يه مامان بزرگه هم برا نوه اش اومده بود. فكر كرد اومده روضه!!! يعني كلي غذا خورد و برد!!!! من از نايلونشم عكس گرفتم!!!! حيف كه لبتابم كانكت نميشه !!!
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 7:51 توسط میترا
|