سلام بر عزیزان دل!!

معلومه که خیلی خووووووش میگذره تشریف ندارین!!!

(نوشتنم نمیاد!!!!)

اوضاع رژیم خوبه...اوضاع ورزشی خوبه...کاهش مورچه ایی..کالری زیر ۸۰۰

این هفته رو همینطوری سر میکنم... ایشالله از هفته بعد با همین ورزش کالری رو میبرم رو ۱۰۰۰ ببینم چه اتفاقی میفته!!!

خونه تکونی انجام شد...دو تا از نمره هام اومد...

** صبح دوستام برا صبحونه اومده بودن پیشم...یکیشون با چشای پف کرده و صورت زخم و زیلی و چنگ کشیده!!!

شوکه شده بودیم وقتی دیدیمش...یه اشاره کردم به بقیه چیزی نگن...فیلم عروسی داداشمو گذاشتم خودمون رو دیدیم و هی مسخره کردیمو هی خندیدیم...

یه کم حال و هوای دوستم که عوض شد حالا ازش پرسیدیم چش شده.. متولد فروردینه و مغرور و تو دار...ظاهرش بگو و بخند ...

گفته دیشب خواب پدر و مادر خدابیامرزش رو میبینه...توو خواب گریه میکنه و وقتی شوهرش صداش میکنه عصبی میشه و چنگ میکشه و جیغ...

میگفت دلم برای پدر و مادرم تنگ شده....میگفت و گریه میکرد...یه دوست دیگمم همراش اشک میریخت...بساطی داشتیم دور هم....

کاش تا بزرگترامون ..تا دور و بریهامون رو داریم قدر همو بدونیمو به هم محبت کنیم...چقدر وقت برای مهربونی کمه..

تا چشم باز میکنی ناگهان چه زود دیر میشود.....