خب به سلامتی گروه بندی ها انجام شد. البته قبلا هم گروه بندی داشتیم. ولی ایندفعه هر گروهی برا خودش یه قهوه خونه لاغری راه بندازه و یه سرگروه انلاین و بی مشغله گروه رو بگیره زیر بال و پرش تا کیلو کیلو چربی رو بریزن دور...
منم همگروهیامو دوس داااااارم. میخوام یه تصمیمی بگیرم ولی یه کم دو دلم. ایده اش رو از خوشرو جون گرفتم. این کاهش های کنار وب یه خورده سستم کرده. دلم میخواد بازم کاهش داشته باشم ولی نگاه به کاهشام میکنم و نگاه به الانم میبینم از خودم راضیم. ولی از عدد وزنه راضی نیستم و منم تا به چیزی که میخوام نرسم ول کن ماجرا نیستم.
تصمیم گرفتم خونه ام رو عوض کنم تا توو یه خونه جدیدی با همگروهیام عدد ۶۳ رو تجربه کنم. البته یواشکی به ۵۹ هم فکر کردم!!!
خونه رو هم ساختم فقط هنوز مردد هستم اسباب کشی کنم یا نه؟!!
آقای همسر هم کماکان رژیمی هستن. توو این ۴ روز دو کیلو کاهش داشته که اصلا عجیب نیست و معمولا همیشه توو این ده هزار بار رژیمش همون هفته اول ۵ کیلو کاهش داره.
دیشب سالاد کشید برا خودش به زوووور بروکلی هم ریختم توو ظرفش. بعدش یه نگاه زیر چشمی به من انداخت و توو یه حرکت سریع و ناگهانی هزار جزیره خالی کرد رو سالادش و با یه دونه شامی. دوباره بازم یواشکی یه شامی دیگه هم ورداشت.
منم یواشکی ۴ تا شامی خوردمممممم. من اونو میپام اون منو!!!!!
پس معلومه که اوضاع رژیمیمم درب و داغونه. دیروز خاله پری زودتر از موعد تشریف اورد و وزنم رو اونجوری برد بالا و میل به شکلات رو زیاد کرد!!
لاغری خیلی روی منظم شدن هورمونها تاثیر داره... و این خیلیییی خوبه.
اوضاع درسی هم خراااااب و افتضاح. طبق برنامه میخونم ولی اینقده سخته که هیچی توو این ذهن فسیل شده ی من فرونمیره !!!
فردا و پس فردا کلاس دارم تا غروب.دنبالم نگردینااااا؟؟ دلواپسم نشینااااا؟؟!!!
مواظب خودتون باشین زیااااااد....