سلام دوست جونام که خیلی هاتون نیستین!! زودتر تموم شه این تعطیلات پاشین بیایین سرخونه و زندگیتون!!

 

والله ما که ۴ روز رفتیم سفر له و لورده اومدیم خونه!!! رفته بودیم رامسر. راه سه ساعت و نیمه رو ۷ ساعته رفتیم. پدرمون دراومد!!! ترافیک وحشتنااااک. چقد حال  و حوصله دارن مردم توو این ترافیکای عید میرن سفر!!! البته حال و حوصله هم ندارن خداییش. صد جا تا دست به یقه شده بودن برا همین بوق زدن و ...!!!

 

مام که هی ماشینای خووووشگل میدیدمو و هی آدمای اونجوری!!! چقد بی جنبه ان ملت. شمال میان فکر میکنن اومدن اروپا!!! تیپای انچنانی !! تابلو!!! (حرف من اصلا روسری نداشتن و بلوز شلوارای جذب پوشیدن نیست!! دیگه خودت بگیر تا تهش برو!!!)

 

کلا خیلی خوش گذشت. .. یه روزش رو  دوست خواهرم زحمت کشید از رشت اومد لاهیجان مام رفتیم اونجا و از صبح تا غروب با هم بودیم و تموم جاهای دیدنی لاهیجان رو رفتیم.

 

یه روزشم که کلا به بازار گردی و شهر بازی رامسر و تله کابین گذشت...از محصولات نادری هم کلی جیزجات خریدیم.

 

رژیم نوشت: منم که به هیچیییییییییی نه نگفتم!! همه چی خوردم. با خیااال راحت و وجدانی اسوده!! .خدا رو شکر خیلی هم اضافه نکردم.

ایندفعه دیگه نمیخوام کالری پایین بگیرم. من که دو رو بر وزن ایده الم میچرخم بهتره که کالریم رو پایین نیارم.

 

درس نوشت: این ترممون خیلی سخت شده. چون برای ا.ن.ت.خ.ا.ب.ا.ت یه ماه زودتر قراره تعطیل شیم و امتحانامون به جای تیرماه توی خرداد برگزار میشه. ترم بهار همیشه هردمبیل بود ایندفعه که دیگه بدتر!! خیلی فشرده شده و حجم درسا زیاد. با اینکه فقط سه جلسه قبل از عید کلاس رفتیم ولی کلی درس گرفتیم و من الان کلی درس نخونده و تمرین حل نکرده و تحقیق ننوشته دارم!!!!

 

عیدانه نوشت: امروز ناهار خونه مادر خانومی و شام هم خونه ی بابای زنداداشم. پس من کی درس بخونم؟؟؟!!!!