چقدم امروز صبح خواب داشتم!!! داشتم برمیگشتم یکی از فامیلای مامانم رو دیدم. میخواستم یه سلام بدمو تندی رد شم که دیدم ایستاد. حالا هی از فرق سر تا نوک پا هی از نوک پا تا فرق سر!!! اولش که گفت چرا چادر دستته؟؟ کجا بودی؟ (دانشگاه ما چادر اجباریه) گفتم دانشگاه. گفت چقد لاغر شدی؟؟
منم یه لبخند و یه گردن کج کردن به نشونه ی خب دیگه!!! دوباره گفت صورتت چقد لاغر شده؟؟ من دوباره همون حرکت!! بعد با ناراحتی و تاسف سری تکون داد و گفت آخ آخ آخخخ نچ نچ نچچچچچ!!! انگار درد بی درمون گرفته باشم!!!
حالا خوبه دو تا دختراش شماره ی منو گرفتن از اینور و اونور زنگیدن که چی کار کردی و چی خوردی که لاغر شدی؟!!!! بدبختی اینجاس که شمالی ها زنای چاااق و تپل دوس دارن.مثلا میخوان بگن یکی خوشگله میگن دختره سفیدددد و تپله!!!!
باورتون میشه دیگه حوصله ندارم به کسی بگم چه جوری لاغر شدم؟ ازز بس که اصرار دارن من دارویی چیزی خوردم!!!دخترخالم که همش قسمم میده جون بچه ات چی خوردی لاغر شدی؟!!! به هممه هم میگه میترا به ما نمیگه چی خورده!!!! ۶ ماهه من همینجوریم. با همین ریخت و قیافه!! نمیدونم چرا اینا فک میکنن من هر رووووز لاغرترم از دیروز!!!!!
اینم از ولایت و فک و فامیلای ما!!!