ختم قران تموم شد... از خدا ميخوام به حق آيه هاي قران كه خونده شد، همه ي مريضا رو شفا

بده... برادر فرح جونمم شفا بده...به حق دونه دونه ي آيه هاش مشكلات دوستامو حل كنه و

گره از كارشون باز كنه...الهي هر كي بچه ميخواد ، دامنش سبز بشه.. دوستام به اهدافشون

برسن... مرجان و چاق خوشرو رو زياد دعا ميكنم....

هميشه به خدا اميد بستم نه به بنده ي خدا... گره ايي كه خدا راااحت باز ميكنه چه حاجت به

بنده اش؟!هيچ كسي هم به دعاي من احتياجي نداره... ايمانم قوي نيست... ولي ذاتم رو دوس

دارم...هميشه هم حد وسطم.. ولي خدا هيچ وقت تنهام نزاشت و هميشه شكر گذارشم.. از

مال دنيا همينقدر دارم كه روزم بگذره و بيشترش رو هم نميخوام...

يه خونواده ي معمولي دارم كه دستشون پر نيست ولي دلشون درياست.... همينا بسه

برام...اينا رو گفتم كه فكر نكنين نفسم از جاي گرم بلند ميشه...

وقتي فرح بانو توو وبش نوشت داداشم رو دعا كنين، بند بند دلم پاره شد...منم خواهرم..

سالهاست كه عذاب وجدان دارم كه اگر اون روز شوم پشت برادرم ايت الكرسي خونده بودم

شايد شب

برميگشت... اگر پشت برادرم اب ميريختم شايد يه هفته توو سرد خونه نبود... اگر هر روز دعاش

ميكردم شايد اونجوري از پيشمون نميرفت...

با عشق اومدم اينجا كه دست همو بگيريم و دل دوستمون روشاد كنيم بدونه چقدر همراه داره و

تنها نيست.... توو اين سه روز با بالاي 600 تا بازديد كننده فقط 20 نفر دستمون  رو گرفتن!!!!!!

خيليا

روزي چند بار ردپاشون بود ولي دريغ از يه كامنت كه حداقل دلگرممون كنن... حالا كامنت دلگرم

كننده هم نخواستم!! با اين كامنت كه: " احتياجي به دعاي با منت تو ندارم" چه كنم؟؟!!!!! چه

منتي بود توو درخواست سلامتي از خدا براي دوستان؟؟  شكستم...

ديروز كه ديدم فرح جون گفته ميترا ناراحت نباش همش رو خودم ميخونم دلم به شدت گرفت...

خدايا من قصدم خير بود...

از دوستاي عزيزم كه دستمون رو گرفتن و تنهامون نزاشتن ممنون و سپاسگزارم.. براشون دنيا

دنيا شادي ميخوام از خدا....

لينكدونيم رو پاك ميكنم و دوباره  البته اينبار با چشم باز دوستام رو انتخاب ميكنم.... موفق

باشيد و درپناه خدا....

=====================


به سـوی او قـدمی برداریـم ...

آتشی که نمى سوزاند " ابراهیم " را

و دریایى که غرق نمی کند " موسى " را

کودکی که مادرش او را به دست موجهاى " نیل " می سپارد

تا برسد به خانه ی تشنه به خونش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد


آیا هنوز هم نیاموختی ؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند

و خدا نخواهد ، " نمی توانند "

پس

به " تدبیرش " اعتماد کن

به " حکمتش " دل بسپار

به او " توکل " کن

و به سمت او " قدمی بردار "

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی ...