سلام...

از صبح كه رفتم رو ترازو و عدد وزنم رو ديدم، تا حالا دارم غصه ميخورم.. يه صفحه هم درس نخوندم.. كتاب جلو

روم بازه ولي دريغ از يك صفحه!!

مگه ميشه اونهمه كاهش با دو روز خراب بشه؟؟ اون همه ورزش همش هيچي شه؟؟؟ تا كي بايد دو رو بر

وزن تير ماهم وول وول بخورم؟؟

غصه ام شده بدجور... يه ماهه ديگه ميشه يه سااال كه من اين وبلاگ رو زدم..هنوز عدد 65 رو نديدم!!! 65

خورده ايي رو چرا ، ديدم..

همش از 66 تا 70 در نوسانم. يك سانت هم سايزم كمو زياد نميشه و هيچ تغييري به وجود نمياد. ولي من اين

عددها رو دوس ندارم.

انگيزه و ذوقش كه هست، ورزشم كه هست، تغذيه هم كه رو به راهه و يه روز ازاد رو كه همه دارن، پس

مشكلم چيه؟ من كه همش شبا با قار و قور شكمم ميخوابم...

يعني يه 4 شنبه و 5 شنبه بد خوري بايد يك كيلوووو اضافه وزن بياره برام؟؟ برا اينكه همه ي وعده ها ی غذاييم

رو به فاصله يكي دو ساعت خوردم...

خيلي چيزاي سالم رو نميخورم مث بادوم و پسته كه نكنه وزنم بپره بالا...سر سفره نميشينم با خونوادم

 غذا نميخورم.. هم خودم اذيت ميشم هم خونوادم....

20 كيلوي اول رو خيلييي راحت كم كردم و حالا اين 5 كيلو رو نميتونم!!!!!هي كم ميشه هي ميپره سر جاش!!!

مثلا ميخواستم تا عيد 63 بشم!!!!!

============

هنوووز بارون ميباره.. هنوز ميشه نفس كشيد.. هنوز خدا هست كه هوامونو داشته باشه... هنووووز

100 روز ديگه مونده....

پس دوباره...دوباره..دوباره.....

صبحونه چای+۳۰گرم نان+۵گرم پنير(۹۰)
م.و دسر(۲۰۰) قبل از غر غرام خوردمش!!!
ناهار ۱۰۰گرم پلو+ دو تا الوی خورشت+۱۰۰ گرم ماست فلفلی(۲۸۰)
عصرونه یه شلغم و یه لبوی کوچیک+نون و پنیر(۱۵۰)
شام

دو ق عدس و گندم+بروکلی(خالی نبودن ستون سبزیجات!)(۸۰)

مکمل لوو+امگا۳+ ویتافیت
ورزش ۴۰ دیقه تردمیل حدود ۴ کیلومتر(۳۰۰ کالری فوووت!!)+۱۲۰ تا درازنشست
کالری دریافتی ۶۰۰

 هنووووز سر دلم سنگينه...

===========

نكستي جون عزيزم صفحه نظراتت ارور ميده. اين كامنت رو برات نوشتم ولي كد نميداد بعدشم كه كلا ارور ميداد!!! اينم كامنتت:

نکستی جونم
امروز کلا توو فاز منفی بودم. خودم خورشت مرغ و الو گذاشته بودم با رب انار و شکر ملسش کرده بودم. عطر و بوش داشت دیوونم میکرد.
وقتی سر میز ناهار به بشقاب خودمو پسرم نگاه کردم نردیک بود گریه کنم!!! من100 گرم برنج بی روغن با دو تا دونه الو !اون یه رون گنده و برنج چرب و چیلی با روغن زیتون و کلی الو اب خورشت خوشمزه!!!خب منم دلم میخوااااد...
الانم وقت دسرشون من لبو چغندر میخوردم بقیه دسری که صبح با پتی بور و نشاسته درست کرده بودم.
البته صبحی خوردم ازش ولی هنوز مواد به خورد پتی بور نرفتته بود!!
الان شام براشون دارم اسنک درست میکنم با سینه ی مرغ و پنیر پیتزا و تست
خودم دو ق عدس و گندم خوردم!!!
یعنی چی اخه؟ تا کی؟؟ مگه چقدر میخوام زندگی کنم که هی باید خودمو محروم کنم؟؟
منم دلم میخواد یه لیوان دوغ با یه اسنک و سس قرمز تند بخورم.....
ولی ... اووووووف...تحمل میکنم. چاره ایی نیست!! با این بدن بی عرضه و تنبل و ب یمتابولیسمم!!!
به جون خدام غر زدم امروز. حالا که داشتی تیروئید میدادی بهم خب پرکارش رو میدادی که لاغرم کنه!! کم کار دادی که متابولیسم نداشته باشم؟!! قربونت برم خدا...