سلام عزيزجوووونام...

ببخشيد ديگه!! كلا اين اخر هفته خيلي شلوغ پلوغ و خسته كنندست!!!تموم نميشه اين كلاساي مسخره ي

كشدااااااار!!

من تمام هفته رو خااانوم ميگذرونم، 4 شنبه و 5 شنبه خونه مادر خانومي،حسااابي از خجالت خودم درميام!!!

اين خواهر كوچيكه ي من هم دست پختش عااليه، هم هميشه ويار داره!!!

البته سنتي نميپزه و همش غذاهاي مدرن و ايتاليايي!!! لازانياشو اگه يه بار بخوريد ديگه هيچ كجااا لب به لازانيا

نميزنين. ديشبم همينو پزونده بود. دونه دونه با حوصله پيچيده بود. يه دونه رو كه خوردم حس كردم دارم منفجر

ميشم. مگه خواهرم قبول ميكرد؟!! به زور يكي ديگه هم لومبوندم. بعد ديدم واااي سوپ گشنيز رو كه نميشه

نخورد!! چه عطرو بويي هم داشت!! يه بشقابم از اون خوردم. 

قبل از شام تصميم داشتم فقط سوپ بخورم مثلا!!!!

غروب هم كه خانوم برنجك درست كرده بود، اووووف... يه چند تايي خوردم. ناهارم كه مامان قورمه سبزي

گذاشته بود.

امروزم كه ميرم خونه ي مادر شوشو و شب برميگردم. اونجا ميتونم خوووب رعايت كنم.

البته فعلا در نقش كوزت مشغولم!!! يهو ياد اينجا افتادم گفتم بدوام يه خبري بدمو برم بقيه ي پروسه خونه تميز

كردن رو تا ظهر تموم كنم.

مواظب خودت باشين دوست جووونياي من...