سلام دوس جوووناي مهربووونم...دلم تنگ شده بود براتون...

خبر دارين ديگه دسته گلاي منو؟؟؟ پسرا داشتن بازي ميكردن با كامي، دعواشون شد. منم دلتنگ شوشو و بي حوصله، يهو كامي رو با عصبانيت از پريز كشيدم!!(اصلا هم مامان بدي نيستم!!) بيچاره اب و روغن قاطي كرد و ويندوزش پريد!!

بعد لب تابم رو اوردم گذاشتم رو ميز...رفته بودم وو فايل عكسهام..عكس تولد دو سال پيشم رو ميديدم كه تپلف بودم! رفتم توو كمد همون تاپ و دامن رو تنم كرد ديدم اووووه!!! دو نفر ديگم تووش جا ميشن!! پشتش رو كليپس بارون كردم فيت تنم شد بعد شروع كردم به عكاسي از خودم!!!!

سرخوش و شاااد اومدم عكس مقايسه ايي بزارم براتون كه شارژ لب تاب ارور داد!! پريدم شار‍‍ژر رو بزنم به پريز كه پام گرفت به سيم و خودم و لبتابم كله پا شديم!!!

اين بود قصه ي غيبت ما!!! آقاي همسر هم كه هنووووز نيومدن . دلم براش به شدت تنگ شده..امشب يه جلسه ايي دارن كه پيشرفت كارا رو بسنجن و معلوم ميشه كه ميتونه بياد يا نه! اگه نياد من ميرم.

وزنمم توووپ...66 فيكس!! كالريم بالاتر اومده..وزنمم كم شده..بدنم مهربون شده...از اندامم به شدت راضيم ولي عدد ترازو رو دوس ندارم!!!!! 

از فردا بازم جدولم رو به راه خواهد شد...دوستتون دارم...