سلام دوست جونام..

دیروز که با شوشو قهر بودم..امروز زنگ زد که هر کاری کردم نشد و دوشنبه صبح پرواز دارم تهران به تبریز. گفت بیایید امروز ببرمتون تهران. ماشینم میزاره پارکینگ خونه خواهرم که هروقت خواستیم برگردیم بابام یا داداشم بیان دنبالمون.

یه خورده نق و نوق کردم ولی ظاهرا تحت فشاره و چاره ایی نداره...

قرارمونم که شد سه شنبه به خاطر فوفوری نانازم که به شدت میخوام ببینمش. خدا کنه خوشرو جونمم خوب شه و بتونه بیاد. فاطیمایی جونم..فرح جونم..یلدایی....شانون جونی...

وزن امروزم 67.700 بود!!!!! اونهمه ورزش و کالری پاینن و فقط یه روز حدود 100 گرم شیرینی خوردم و یه پیاله فالوده بستنی!!!! یک کیلووو افزایش!!!!

مواظب خودتون باشین دوست جونیام...

-------------------------------------------------

تهران نوشت: من رسیدم و دل توو دلم نیست!!! اوووووففففففففففففففف...یه قراره یواشکی هم اینجا دارم!!!ظاهرا یکی از دوست جونیا ساکن اندیشه هستش!! احتمالا فردا میبینمش..

به قول فاطیمای عزیزم با اون صدای ناز مخملیش، انگار میخوام برم خواستگاری!!!

-----------------------------------

ابجی جون سبزی باقالی پلو گذاشته بود با ته دیگ نونی و مرغ مخصوص خودش که با فلفل دلمه ایی و هویج میپزونه. خوشمزه!! خوردم ولی بعدش خواهرزادم بازی کینکت گذاشت از نوع کالری سوزی. هی جلوش مث خل و چلا ورجه وورجه کردم!! هر یک و نیم دقیقه 35 کالری میسوخت!! عااالی بود!!!!

-------------------------------

فوفوری عزیزم خودت رو ناراحت نکن.. ایشالله یه فرصت دیگه. ولی خیلییی دلم میخواست ببینمت.. هم من و هم بچه های دیگه...مواظب خودت باش عزیز دلم.. خوش بگذره مهمونی..