30 خرداد
امتحان امروزم خیلی خوب بود. همه رو درست نوشتم فقط ائمدم بیرون فهمیدم یه سوال دو نمره ایی رو جا گذاشتم!! زنگ زدم به شوشو تقریبا با گریه، بیچاره فکر کرد امتحانم رو بد دادم!! بعد که جریان رو فهمید گفت تو کی میخوای بزرگ شی!!! حیف شد!! یه بیست از یه درس سه واحدی از دستم پرید!!
حالا از دیروز بگم که نزدیک ظهر خواهر شوشو زنگید بریم محموداباد. منم وسط درس!! هی این بچه التماس، اون بچه التماس!! بالاخره به خاطر بچه ها رفتم. ناهارم لوبیا پلو گذاشته بودم. که نشد بخوریم. رفتیم رستوران مورد علاقه ی بچه ها ناهار خوردیم.من باقالی پلو با ماهیچه خوردم. تقریبا دو سومش رو خوردم!!بساط عصرونه هم لب دریا راه انداختیم. خواهر شوشو هی چیزای جیز میاورد وسط.مم رد نمیکردم. شیرینی نخودی یه دونه خوردم. اجیلم در حد 200 تا پسته و بادوم و بادوم هندی خوردم.
بعد رفتیم بابلسر ایران تافته و ایران کتان.. یه خورده خرید کردیم.شوشوی خواهر شوهری بستنی مگنوم خرید که اونم خوردم. شامم رفتیم رستوران مورد علاقه ی من اکبر جوجه که من اردور خواستم و غذا نگرفتم. کشک بادمجون،میرزا قاسمی،دلمه، ته چین،کیک مرغ، الویه،چند نوع سالاد از هر کدوم یه ق خوردم!!! کوووفت بخورم!! دیشب عین خیالم نبود!! الان که دارم مبنویسم حس قحطی زده های سومالی بهم دست داده!!!!!
امروزم که صبحم رو خوشگل شروع کردم تا بعد از امتحان خااانوم بودم. یهو ویار پفک کردم یه بسته کااامل!!! بعدشم که بستنی قیفی رنگی رنگی دیدم ، اونم زدم به بدن!!! نه میوه خوردم نه شام نه نهار!!!
یکی از فامیلای مامان رو امروز دیدم که عید به اینور دیگه ندیدمش. منو نشناخت!!! بهم گفت چقدر لاغر شدی!! یه کم غذا بخور!!!!! به خدا مریض میشی کم خونی میگیری!!!!! این یه کم غذا بخورش خیلی جالب بود!!
پس فردام امتحان دارم... دوستتون دارم.
کالری دیروزم احتمالا 2000 تا و کالری امرزوم 1000 .. فردا صبح یه افزایش تووووپ را خواهم دید!!!